معنی ابن اسفندیار

معنی ابن اسفندیار

5 بازدید
[ اِ نُ اِ فَ ] (اِخ) محمدبن حسن. مورخ ایرانی، صاحب تاریخ طبرستان. از شرح زندگانی او چیزی در دست نیست جز همانکه خود در مقدمهٔ تاریخ ذکر کرده است. او در سال ۶۰۶ هـ .ق . هنگام کشته شدن رستم بن اردشیر فرمانفرمای طبرستان در بغداد بود. و چون خبر قتل رستم شنید از بغداد به عراق عجم بازگشت و دو ماه برای جمع آوری موادّ کتاب تاریخ خویش در ری بسر برد و پس از آن بخوارزم رفت و مدارکی در دکان کتابفروشی به دست کرد که نامهٔ تنسر وزیر اردشیر بابکان به گشنسب شاه فرمانفرمای طبرستان در میان آنها بود و تاریخ خود را با این نامه آغاز و به دومین سلسلهٔ باوندیه ختم کرده است. این تاریخ را ادوارد برون بانگلیسی ترجمه کرده و به سال ۱۹۰۵ م. نشر داده است.

کلمات هم‌قافیه با «ابن اسفندیار»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ار» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید