معنی ابلاع
8 بازدید
[ اِ ] (ع مص) بگلو فروبرانیدن. چیزی را در حلق کسی فروبردن.
کلمات همقافیه با «ابلاع»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اع» برای سرودن شعر