معنی ابطح
6 بازدید
[ اَ طَ ] (ع اِ) رود فراخ که در او سنگریزه ها باشد. رود فراخ که در او سنگریزه بود. (مهذب الاسماء). رود فراخ. رودخانهٔ فراخ. جوی در سنگلاخ. رفتنگاه آب و سیل که در آن سنگریزهٔ بسیار باشد. || زمین فراخ هموار. هامون. زمین هامون. و مرادف آن بطیحه و بطحاء است. ابوزید گوید ابطح سیلگاه است تنگ باشد یا وسیع. ج، بطاح، اباطح، بطائح. و گفته اند که اباطح جِ ابطح، و بطائح جِ بطیحه، و بطاح و بطحاوات جِ بطحاء باشد.[ اَ طَ ] (اِخ) جائی است بین مکه و منی و مسافت آن از هر دو بیک اندازه و شاید به منی نزدیکتر است و ازین جهت به مکه و منی هر دو نسبت داده میشود. و بعضی گویند ابطح، ذوطوی است و این سخن درست نباشد.
کلمات همقافیه با «ابطح»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «طح» برای سرودن شعر