معنی ابطان
9 بازدید
[ اِ ] (ع مص) جامه را آستر کردن. جامه را بطانه کردن. زیره دادن جامه ای را. || تنگ برکشیدن ستور را. || شمشیر زیر کش گرفتن. || از خواص خود کردن. صاحب سرّ خود گردانیدن. درونی و خاصه کردن. محرم کردن کسی را. بخاصه کردن کسی را.
کلمات همقافیه با «ابطان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر