معنی ابریج
14 بازدید
[ اِ ] (ع اِ) شیرزنه. نهره. آلت دوغ و روغن کردن و مسکه برگرفتن که به زبان دیلم تیره گویند. گول شیرزنه. (مهذب الاسماء).
کلمات همقافیه با «ابریج»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یج» برای سرودن شعر