معنی ابتهار
7 بازدید
[ اِ تِ ] (ع مص) حیلت کردن. || دعوی بدروغ کردن. || زنی را بیگناه بخویشتن آلوده کردن. (تاج المصادر بیهقی). || دونیم کردن شمشیر را. || تاسه برافتادن کسی را از ماندگی. || کوتاهی نکردن در نفع یا ضرر کسی. || زاری و الحاح کردن در دعا، یا دعا کردن هر ساعت و خاموش نشدن. || خفتن بر خیال خود. || دشنام دادن کسی را بچیزی که در او بود.
کلمات همقافیه با «ابتهار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر