معنی ابتذال
17 بازدید
[ اِ تِ ] (ع مص) صرف چیزی را بسیار. بادروزه داشتن جامه یعنی جامه برای کار پوشیدن. دائم بکار داشتن جامه و جز آن. ناپاک و زبون داشتن جامه. || درباختن و نگاه نداشتن چیزی. ضد صیانت. || دویدن اسب.
کلمات همقافیه با «ابتذال»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ال» برای سرودن شعر