معنی آیینهداری
6 بازدید
[ نَ / نِ ] (حامص مرکب) عمل آینه دار: آیینه داری در محلّهٔ کوران. || سرتراشی. گرّایی. سلمانی گری. حجامی. فصادی.
کلمات همقافیه با «آیینهداری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر