معنی آیینهدار
7 بازدید
[ نَ / نِ ] (نف مرکب) آینه دار: شهسوار من که مه آیینه دار روی اوست. حافظ. دل سراپردهٔ محبت اوست دیده آیینه دار طلعت اوست.حافظ. || سرتراش. گرّای. سلمانی. حجّام. فصّاد.
کلمات همقافیه با «آیینهدار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر