معنی آونگ

معنی آونگ

7 بازدید
[ وَ ] (اِ) رشته ای که انگور و دیگر میوه بندند و آویزند (فرهنگ اسدی، خطی)، و این کار برای تازه ماندن و گنده نشدن میوه است به زمستان. معلاق. آوند. بند: چون برگ لاله بودم [ من ] واکنون چون سیب پژمریده بر آونگم.رودکی. دختر رز که تو بر طارم تاکش دیدی مدتی شد که در آونگ سرش در کنب است. انوری. || (ص) آویخته. معلق. دَرْوا. آونگان. آویزان. دلنگان : عیار حلم گرانش پدید نتوان کرد اگر سپهر ترازو شود زمین پاسنگ هزاریک گر از آن زآسمان درآویزد چنان بود که ز کاهی کُهی کنند آونگ. فرخی. وآنگه او را سوی دروازهٔ گرگانج برند سرنگون باد گران از سر پیلان آونگ. فرخی. بخت مردی است از قیاس دو روی خلق گشته بدو درون، آونگ.ناصرخسرو. آونگ دوزخیم بزنجیر معصیت دوزخ نهنگ و ما چو یکی لقمهٔ نهنگ. سوزنی. نگونش در آن چاه آونگ کرد هنوز اندر آنجاست آونگ مرد.زجاجی. || هر چیز درآویخته و معلق و دروا: انگور، خربزه، سیب، هندوانهٔ آونگ : توئی که خوشهٔ پروین بر این بلند رواق ز بهر نقل جلال تو بسته اند آونگ. ظهیر فاریابی. یا ما سر خصم را بکوبیم به سنگ یا او تن ما بدار سازد آونگ القصه در این سراچهٔ پرنیرنگ یک مرده به نام به که صد زنده به ننگ. شاه نظر. - آونگ شدن؛ آویخته گشتن : جانی چو بدار هجرت آونگ شود صحرای جهان بر دل من تنگ شود.؟ - آونگ کردن؛ آونگ بستن. آویختن : وظیفهٔ تو رسید و نیافت راه ز در زهی کرم که ز روزن بکردیَش آونگ. مولوی. - امثال: خانهٔ خرس و انگور آونگ! || (اِ) جسمی وزین که تحت اثر قوهٔ ثقل واقع و پیرامون نقطه ای ثابت جنبان باشد، و آن بر دو گونه است بسیط و یا ساده و آمیغی یا مرکب. و از اقسام مرکب شاهین ترازو و رقاصک ساعت است.

کلمات هم‌قافیه با «آونگ»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «نگ» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید