معنی آلیزیدن
7 بازدید
[ دَ ] (مص) جفته افکندن. جفتک انداختن : نفس چون سیر گشت بستیزد توسن آسا بهر سو آلیزد.سراج الدین راجی.
کلمات همقافیه با «آلیزیدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر