معنی آلودهکش
7 بازدید
[ دَ / دِ کَ ] (ص مرکب) (از: آلوده، مُلوث +کَش، بغل و تهیگاه) بی عفاف : یکی آلوده کش باشد که شهری را بیالاید هم از گاوان یکی باشد که گاوان را کند ریخن. رودکی (از فرهنگ اسدی، نسخهٔ خطی قدیم).
کلمات همقافیه با «آلودهکش»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «کش» برای سرودن شعر