معنی آلودهدامان
6 بازدید
[ دَ / دِ ] (ص مرکب) آلوده دامن. آنکه دامن ملوث دارد. مجازاً، که عفیف نباشد. بی عفاف. فاسق. فاجر: گر من آلوده دامنم نه عجب همه عالم گواه عصمت اوست.حافظ. || عاصی. گناهکار. (برهان).
کلمات همقافیه با «آلودهدامان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر