معنی آشپزباشی
6 بازدید
[ پَ ] (ص مرکب، اِ مرکب) (از فارسیِ آشپز، طباخ +ترکیِ باشی، سر و رئیس) رئیس طباخان.
کلمات همقافیه با «آشپزباشی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «شی» برای سرودن شعر