معنی آسانگذاری
7 بازدید
[ گُ ] (حامص مرکب) سماحت. مسامحه. تسامح. مسامحت. مساهله. اغماض : به آسان گذاری دمی میشمار که آسان زیَد مرد آسان گذار.نظامی.
کلمات همقافیه با «آسانگذاری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر