معنی آزرمیدخت
10 بازدید
[ زَ دُ ] (اِخ) دختر پرویزبن هرمزبن انوشیروان ملقبهٔ به عادله [ مفاتیح ] که پس از خواهر خویش پوراندخت لشکریان او را بپادشاهی برداشتند و چهار ماه ملک راند. و او را آزرم و آزرمی نیز خوانده اند. رجوع به آزرم شود.[ زَ دُ ] (اِخ) نام شهری در حوالی قرمسین یا غزنین بناکردهٔ آزرمیدخت بنت پرویزبن هرمزبن انوشیروان.
کلمات همقافیه با «آزرمیدخت»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «خت» برای سرودن شعر