معنی آزرمی
7 بازدید
[ زَ ] (ص نسبی) باحیا: زنی آزرمی؛ مخدره. عفیفه.[ زَ ] (اِخ) آزرمیدخت.
کلمات همقافیه با «آزرمی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «می» برای سرودن شعر