معنی آزاده سرو
7 بازدید
[ دَ / دِ سَ رْوْ ] (اِ مرکب) سرو آزاد: یلی دید مانند آزاده سرو برخ چون تذرو و میان همچو غَرْو. فردوسی.
کلمات همقافیه با «آزاده سرو»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رو» برای سرودن شعر