معنی آزادهخوی
7 بازدید
[ دَ ] (اِخ) نامی است که فریدون بزن تور داد: زن سلم را کرد نام آرزوی زن تور را نام آزاده خوی زن ایرج نیک پی را سهی کجا بد سهیلش بخوبی رهی.فردوسی.
کلمات همقافیه با «آزادهخوی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وی» برای سرودن شعر