معنی آروبند
7 بازدید
[ بَ ] (نف مرکب) آنکه داند استخوان شکسته و ازجای برآمده را بهم پیوندد و جبر کند و یا بجای اندازد و ردّ کند. استخوان بند. اشکسته بند. شکسته بند. چک بند. ردّاد. مُجبّر. جبار.
کلمات همقافیه با «آروبند»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ند» برای سرودن شعر