معنی آره
7 بازدید
[ رَ / رِ ] (اِ) نوعی از لکنت و آن بحرف «راء» گشتن زبان باشد.[ رَ / رِ ] (اِ) حفره ای که دندان در آن جای دارد: بادام چشمکانت رخنه شود موسه (کذا) وآن سیّ ودو گهرها هم بگسلد ز آره. خسروی.[ رَ ] (اِخ) نام دماغه ای در آخرین نقطهٔ جنوبی جزیرةالعرب و آن را رأس آره نیز گویند و آن به ۲۵ هزارگزی مشرق باب المندب است.[ رَ ] (اِخ) نام وادئی به اندلس و آن را یاره نیز نامند. || نام دو جای دیگر به اندلس. || نام شهری به بحرین. || نام کوهی بحجاز میان مکه و مدینه. || کوهی قبیلهٔ مزینه را.
کلمات همقافیه با «آره»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ره» برای سرودن شعر