معنی آجیده
7 بازدید
[ دَ / دِ ] (ن مف، اِ) آجده. آژده. نگنده. و گیوهٔ آجیده آن است که کف آن را از برون سوی با ریسمان محکم، خانه خانه بافته باشند. || نوعی از بخیه کوتاهتر از کوک و شلال. - آجیدهٔ سوهان؛ درشتیها و ناهمواریهای روی سوهان.
کلمات همقافیه با «آجیده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر