معنی آجیدن
7 بازدید
[ دَ ] (مص) آجدن. آزدن. آژدن. نگندن. || منقور و مضرس کردن سطح سنگ آسیا با آسیازنه بهتر خرد کردن دانه را. رجوع به آژدن شود.
کلمات همقافیه با «آجیدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر