معنی آبگمه
7 بازدید
[ گُ مَ / مِ ] (اِ مرکب) ماءالجمة. آبی است خاکستری رنگ و بدبوی و آن را از شکم نوعی ماهی گیرند که در بحر چین است، هر عضوی که بشکند مقدار دو مثقال از آن بخورند چنانکه بدندانها نرسد آن عضو شکسته را درست کند و در دریای هرموز نیز بهم می رسد. (برهان).
کلمات همقافیه با «آبگمه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مه» برای سرودن شعر