معنی آبکشی کردن
7 بازدید
[ کَ / کِ کَ دَ ] (مص مرکب) سقائی. کشیدن آب از چاه و مانند آن. || شستن و تطهیر شرعی تن در حمّام. تطهیر جامه پس از شستن با صابون.
کلمات همقافیه با «آبکشی کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر