معنی آبخوره
6 بازدید
[ خوَ / خُ رَ / رِ ] (اِ مرکب) آبگیر. جوی : آب چون برد سوی آبخوره چون گسست آب بر بماند خره.ابوالعباس.
کلمات همقافیه با «آبخوره»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ره» برای سرودن شعر