جلالالدین محمد...
مولانا
دنبال کننده 14
قصه هدهد و سلیمان در بیان قضا
وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن
بحر: رمل مسدّس محذوف
مثنوی معنوی مولوی دفتر اول ابیات 1202 تا 1220
نام حکایت : نخچیران و شیر
بخش : 25 از 34
بیت ۱: چون سلیمان را سراپرده زدند / پیش او مرغان به خدمت آمدند
قافیه: زَد / آمَد (در قالب زدند / آمدند)
ردیف: ـَند
آرایه: تلمیح (اشاره به شکوه بارگاه حضرت سلیمان و خدمتگزاری پرندگان و تسخیر حیوانات).
معنی: هنگامی که خیمه و بارگاه سلطنت حضرت سلیمان برپا گردید، جملگی پرندگان برای خدمتگزاری و عرض ادب به پیشگاه او حاضر شدند.
بیت ۲: همزبان و محرم خود یافتند / پیش او یک یک به جان بشتافتند
قافیه: یافت / بشتافت (در قالب یافتند / بشتافتند)
ردیف: ـَند
آرایه: کنایه («به جان شتافتن» کنایه از با نهایت اشتیاق، شیفتگی و اخلاص رفتن)، مراعات نظیر (همزبان، محرم).
معنی: چون سلیمان را دانا به زبان خود و رازداری همدل و یگانه یافتند، تکتک با تمام وجود و از صمیم جان به سوی او شتافتند.
بیت ۳: جمله مرغان ترک کرده چیک چیک / با سلیمان گشته افصح من اخیک
قافیه: چیکچیک / اخیک
ردیف: ندارد
آرایه: نامآوا / صوتنام («چیکچیک» برای بیان صدای پرندگان)، تلمیع (به کار بردن عبارت عربی)، تلمیح به مَثَلِ شیوایی کلام («أَفْصَحُ مِنْ أَخِيكَ»؛ گویاتر و روشنتر از برادرت).
معنی: پرندگان همه، آواهای نامفهوم و جیرجیر پرندهوار خود را کنار نهادند و در گفتگو با سلیمان، از برادران همزبان آدمی نیز فصیحتر و شیواتر سخن گفتند.
بیت ۴: همزبانی ، خویشی و پیوندی است / مرد با نامحرمان چون بندی است
قافیه: پیوندی / بَندی
ردیف: است
آرایه: تشبیه (تشبیه انسان در میان بیگانگان و نامحرمان به اسیر و زندانی)، جناس ناقص اختلافی (پیوندی / بندی)، تضاد (همزبان / نامحرم).
معنی: همزبانی و درک متقابل نوعی خویشاوندی و پیوند عمیق روحی است؛ در حالی که انسان در میان کسانی که با او بیگانه و نامحرماند، همچون اسیری در بند و زندان است.
بیت ۵: ای بسا هندو و ترک همزبان / ای بسا دو ترک چون بیگانگان
قافیه: همزبان / بیگانگان
ردیف: ندارد
آرایه: تضاد (همزبان / بیگانه، هندو [مظهر تیرگی و تفاوت نژادی] / ترک [نماد سپیدی])، تکرار (ای بسا، ترک).
معنی: چه بسیار هندو و ترکی که به سبب نزدیکی دلها با یکدیگر همزبان و همدلاند؛ و چه بسیار دو همزبان یا دو ترک که با وجود زبان مشترک ظاهری، نسبت به هم چون بیگانگاناند.
بیت ۶: پس زبان محرمی خود دیگر است / همدلی از همزبانی بهتر است
قافیه: دیگر / بهتر
ردیف: است
آرایه: ارسالالمثل ماندگار («همدلی از همزبانی بهتر است»)، جناس اشتقاق (همدلی / همزبانی)، تضاد مفهومی.
معنی: از این رو، زبانِ راز و محرمیتِ باطنی مقولهای کاملاً جداست؛ و همبستگی و یگانگی دلها بهمراتب از اشتراکِ واژهها و زبان ظاهری برتر و ارزشمندتر است.
بیت ۷: غیر نطق و غیر ایماء و سجل / صد هزاران ترجمان خیزد ز دل
قافیه: سِجِلّ / دِل
ردیف: ندارد
آرایه: مراعات نظیر (نطق، ایماء، سجل، ترجمان)، اغراق (صدهزاران ترجمان)، جناس ناقص اختلافی (سجل / دل).
معنی: جدا از سخن گفتن، اشاره کردن و نوشتنِ اسناد و نامهها، از ژرفای دلِ آدمی صدها هزار مترجمِ خاموش برای انتقال احساسات و معانی برمیخیزد.
بیت ۸: جمله مرغان هر یکی اسرار خود / از هنر وز دانش و از کار خود
قافیه: اسرار / کار
ردیف: خود
آرایه: مراعات نظیر (هنر، دانش، کار).
معنی: تمامی پرندگان یکبهیک رازهای نهفتهٔ درونی خویش، از مهارتها و هنرها گرفته تا مراتب علم و کاردانی عملیشان را...
بیت ۹: با سلیمان یک به یک وامی نمود / از برای عرضه خود را می ستود
قافیه: وامینمود / میستود
ردیف: ندارد
آرایه: جناس ناقص اشتقاق (نمود / ستود)، مراعات نظیر (عرضه، ستودن).
معنی: ...برای سلیمان به تفصیل آشکار میکردند و برای ارائهٔ هنر و شایستگیشان، به بازگویی و تمجید استعدادهای خویش میپرداختند.
بیت ۱۰: از تکبر نی و از هستی خویش / بهر آن ، تا ره دهد او را به پیش
قافیه: خویش / پیش
ردیف: ندارد
آرایه: جناس ناقص اختلافی (خویش / پیش)، کنایه («ره دادن به پیش» کنایه از بار یافتن، پذیرفته شدن و تقرب به درگاه سلطان).
معنی: این تعریف و جلوهگری نه از روی خودپسندی و غرور نفسانی، بلکه تنها به این منظور بود تا سلیمان آنان را به بارگاه خود راه دهد و در جمع خاصان بپذیرد.
بیت ۱۱: چون بباید برده را از خواجه یی / عرضه دارد از هنر دیباجه یی
قافیه: خواجهیی / دیباجهیی
ردیف: ندارد
آرایه: تمثیل (اسلوب معادله و ذکر حال غلام در بازار بردهفروشان برای تقریب ذهن)، استعاره مصرحه («دیباجه» استعاره از گزیده، سرآغاز و نمونهای درخشان از استعدادها).
معنی: چنانکه اگر بندهای خریدار و سروری نیکو بیابد، برای آنکه دل خواجه را به دست آورد، نمونهای برجسته از فضایل و هنرهای خود را پیشکش میدارد.
بیت ۱۲: چونکه دارد از خریداریش ننگ / خود کند بیمار و شل و کر و لنگ
قافیه: نَنگ / لَنگ
ردیف: ندارد
آرایه: مراعات نظیر (بیمار، شل، کر، لنگ)، کنایه («خود را بیمار و لنگ کردن» کنایه از تمارض، بیاستعدادی ساختگی و رویگردانی از پیوند).
معنی: اما اگر آن برده از خریده شدن توسط اربابی بیزار و شرمسار باشد، عمداً خود را بیمار، ناقصالعضو، کر و فلج نشان میدهد تا خریده نشود.
بیت ۱۳: نوبت هد هد رسید و پیشه اش / و آن بیان صنعت و اندیشه اش
قافیه: پیشهاش / اندیشهاش
ردیف: ندارد
آرایه: مراعات نظیر (پیشه، صنعت، اندیشه)، تلمیح (اشاره به نقش تاریخی هدهد در دربار سلیمان نبی).
معنی: نوبت به پرندهٔ هدهد و تخصص او رسید تا مهارت، خرد و صنعت ویژهٔ وجودی خویش را بیان کند.
بیت ۱۴: گفت : ای شه ، یک هنر کان ، کهتر است / باز گویم ، گفت کوته بهتر است
قافیه: کِهتَر / بهتَر
ردیف: است
آرایه: ارسالالمثل («کوته بهتر است»؛ خیر الکلام ما قلّ و دلّ)، تضاد مفهومی (کوتاهی در برابر سخن دراز).
معنی: هدهد گفت: ای پادشاه، آیا اجازه میدهی خردترین و کممرتبهترین هنرم را بازگو کنم؟ سلیمان فرمود: سخن مختصر و گزیده نیکوتر است.
بیت ۱۵: گفت : برگو تا کدام است آن هنر / گفت : من آنگه که باشم اوج بر
قافیه: هُنَر / بَر (اوجبَر)
ردیف: ندارد
آرایه: جناس ناقص اختلافی (هنر / بر).
معنی: سلیمان گفت: بگو آن چه هنری است؟ هدهد گفت: هر زمان که در فراز آسمان و بلندای پرواز قرار بگیرم...
بیت ۱۶: بنگرم از اوج ، با چشم یقین / من ببینم آب ، در قعر زمین
قافیه: یقین / زمین
ردیف: ندارد
آرایه: تضاد و طباق (اوج [بلندای فلک] / قعر [ژرفای خاک])، اصطلاح عرفانی («چشم یقین»؛ شهود قلبی و رؤیت خالی از هرگونه شک).
معنی: ...از آن بلندای آسمان با نگاهی یقینآور و بیخطا به زیر پایم مینگرم و جریانِ آب را در ژرفنای تاریک زمین آشکارا مشاهده میکنم؛
بیت ۱۷: تا کجا است و چه عمق استش ؟ چه رنگ ؟ / از چه می جوشد ؟ ز خاکی یا ز سنگ ؟ (نکتهٔ نسخه: در متن ارسالی کلمهٔ «رن» تصحیف و کوتاهشدهٔ واژهٔ «رنگ» است که با «سنگ» قافیه میسازد).
قافیه: رَنگ / سَنگ
ردیف: ندارد
آرایه: مراعات نظیر (عمق، رنگ، جوشیدن، خاک، سنگ)، تقسیم و تفضیل احوال آب.
معنی: میبینم که رگههای آب تا به کجا کشیده شده، ژرفایش چقدر است، چه رنگ و زلالی دارد و از چه بستری فوران میکند؛ از لایههای خاک یا از درون تختهسنگها؟
بیت ۱۸: ای سلیمان ، بهر لشکرگاه را / در سفر ، می دار این آگاه را
قافیه: لشکرگاه / آگاه
ردیف: را
آرایه: جناس ناقص اشتقاق (لشکرگاه / آگاه).
معنی: ای سلیمان، برای ساماندهی اقامتگاه سپاه و سیراب کردن لشکریانت در طول سفر، این خادمِ آگاه و آبشناس را همراه خود نگه دار.
بیت ۱۹: پس سلیمان گفت : ای نیکو رفیق / در بیابانهای بی آب عمیق
قافیه: رفیق / عمیق
ردیف: ندارد
آرایه: جناس ناقص اختلافی (رفیق / عمیق).
معنی: سلیمان به او گفت: آری، در بیابانهای خشک، سوزان و کویرهای بیپایان، تو یار و همراهی بسیار نیکو و غنیمتی بزرگ خواهی بود.