جلالالدین محمد...
مولانا
دنبال کننده 14
بیان زیافت تأویل مگس
وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن
بحر: رمل مسدّس محذوف
مثنوی معنوی مولوی دفتر اول ابیات 1082 تا 1090
نام حکایت : نخچیران و شیر
بخش : ۱۹ از 34
بیت ۱: آن مگس بر برگ کاه و بول خر / همچو کشتی بان ، همی افراشت سر
قافیه: خَر / سَر
ردیف: ندارد
آرایه: تشبیه (تشبیه مگس به ناخدا، تکه کاه به کشتی و ادرار چارپا به دریا)، کنایه («سر افراشتن» کنایه از تکبر، غرور و خودبزرگبینی).
معنی: آن مگس بر روی تکه کاهی که بر پیشاب الاغ شناور بود نشست و همانند یک ناخدای مغرور، با تبختر سرش را بالا گرفت.
بیت ۲: گفت : من دریا و کشتی خوانده ام / مدتی در فکر آن می مانده ام
قافیه: خوانده / مانده
ردیف: ام
معنی: با خود گفت: من سالها دربارهٔ دریا، فنون دریانوردی و کشتی مطالعه کردهام و مدتها در اندیشهٔ آن به سر بردهام.
بیت ۳: اینک این دریا و این کشتی و من / مرد کشتی بان و اهل رای زن
قافیه: مَن / رایزَن
ردیف: ندارد
آرایه: تکرار (این)، کنایه («اهل رایزن» کنایه از صاحبنظر، خردمند و کاردان).
معنی: اکنون این گسترهٔ دریا، این کشتی، و این هم من که ناخدایی باتجربه، خردمند و اهل تدبیرم!
بیت ۴: بر سر دریا همی راند او عمد / می نمودش آنقدر بیرون ز حد
قافیه: عَمَد / حَد
ردیف: ندارد
آرایه: استعاره مصرحه («دریا» استعاره از پیشاب ناچیز)، اغراق و کنایه («بیرون ز حد نمودن» کنایه از بیکران و عظیم جلوه کردن در نظرِ موجودی فرومایه).
معنی: مگس از روی قصد و با نخوت بر روی آن ادرار کشتی میراند، و آن چند قطرهٔ ناچیز در چشمِ خرد و حقیر او، اقیانوسی بیکران و بیرون از حد جلوه میکرد.
بیت ۵: بود بی حد آن چمین نسبت بدو / آن نظر که بیند آن را راست کو ؟
قافیه: بدو / کو
ردیف: ندارد
آرایه: استفهام انکاری («آن نظر که بیند آن را راست کو؟» یعنی چشم حقیقتبینی وجود ندارد تا واقعیت را آنگونه که هست ببیند).
معنی: آن قطرهٔ آلوده در قیاس با جثه و درک مگس بیاندازه و عظیم بود؛ اما آن چشم واقعبینی که حقارتِ واقعی آن را ببیند کجاست؟
بیت ۶: عالمش چندان بود کش بینش است / چشم چندین ، بحر هم چندینش است
قافیه: بینش / چندینش
ردیف: است
آرایه: تمثیل و بیان قاعدهٔ معرفتشناختی (تناسب اندازهٔ جهان هر کس با افق دید و ادراک او)، جناس ناقص (چندان / چندین).
معنی: فراخی جهان هر انسانی دقیقاً به اندازهٔ بینش و فهم اوست؛ وقتی دیدگان تا این پایه تنگ و کوچک است، دریا نیز در پندار او در همین اندازهٔ محدود درمیآید.
بیت ۷: صاحب تاویل باطل ، چون مگس / وهم او بول خر و ، تصویر خس
قافیه: مگس / خس
ردیف: ندارد
آرایه: تشبیه تمثیلی مرکب (تشبیه مفسر به رأی به مگس، توهمات باطلش به پیشاب خر، و افکار پوچش به برگ کاه).
معنی: کسی که حقایق و متون دینی را به میل و هوس خود تأویل و تفسیر به رأی میکند، درست مانند این مگس است؛ توهمات ناچیزش همچون ادرار خر، و افکارش مانند پرِ کاهی بیمقدار بر روی آن است.
بیت ۸: گر مگس ، تاویل بگذارد به رای / آن مگس را بخت گرداند همای
قافیه: رای / همای
ردیف: ندارد
آرایه: تضاد (مگس [مظهر پستی و حقارت] / همای [نماد اوج، فرّ و سعادت])، جناس ناقص اختلافی (رای / همای).
معنی: اگر انسان سطحینگر دست از خودبینی و تفسیرِ بر اساس هوی و هوس بردارد، فضل و توفیق الهی او را از حقارت مگس بودن رهانده و به شکوهِ همای بلندپرواز ارتقا میدهد.
بیت ۹: آن مگس نبود کش ، این عبرت بود / روح او ، نی در خور صورت بود
قافیه: عِبرَت / صورَت
ردیف: بود
آرایه: جناس ناقص اختلافی (عبرت / صورت)، تقابل مفهومی (روح و معنا در برابر صورت و کالبد).
معنی: آن کالبدی که اهل پندپذیری و بینش باطنی باشد دیگر در واقع مگس نیست؛ زیرا عظمت روح و باطن او فراتر از جثه و پیکرهٔ ظاهری اوست.