مهران کیاسا
کیاسا
دنبال کننده 1
دنبال شده 0
طوفان پشیمانی
1
شب از مرزِ تنم رد شد، سراپا غرقِ طوفانمکه تا زنجیرِ این سودا کشد سویِ جنون جانم
2
شدم آن ماهیِ تنها که از دریا رمید و بازبه تورِ خندهات افتاد تا مرگ است پایانم
3
به شوقِ دیدنت هر دم، به آتش پا نهادم منکه جز خاکسترِ این دل، نشد سهمِ زمستانم
4
تو را گم کردم و دیدم که در این خلوتِ تاریکبه جز دیوارِ این حسرت، نیامد بر سرِ خوانم
5
نگاه کن تا کجا بردی دلِ مسکینِ ما را، بازمبادا سر به چاهِ ناامیدی کشانیام!
6
به خون غلتیدهی این معبرم، افسوس از این بازیکه در چنگِ تو فرسودهست تار و پودِ پنهانم
7
به خاک افتاد طومارِ هوایِ خامِ این سینه«کیاسا» سوخت در آتش، من از این درد حیرانم!
+
+
+
وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن
بحر: هزج مسدس محذوف
در حال بارگذاری دیدگاهها...