جلال‌الدین محمد بلخی

جلال‌الدین محمد...

جلال‌الدین محمد بلخی

مولانا

دنبال کننده 10

صفحه شخصی

مَکْرِ دیگر انگیختنِ وزیر در اِضلالِ قَوم

1
مَکْرِ دیگر آن وزیر از خود ببستوعظ را بگذاشت و در خلوت نشست
2
در مریدان در فکند از شوق، سوزبود در خلوت، چهل پنجاه روز
3
خلق، دیوانه شدند از شوقِ اواز فراقِ حال و قال و ذوقِ او
4
لابه و زاری همی‌کردند و اواز ریاضت گشته در خلوت دوتُو
5
گفته ایشان: نیست ما را بی تو نوربی‌عصاکَشْ چون بُوَد احوالِ کور؟
6
از سرِ اِکرام و از بهرِ خدابیش از این ما را مدار از خود جدا
7
ما چو طفلانیم، ما را دایه توبر سرِ ما گستران آن سایه تو
8
گفت: جانم از محبّان دور نیستلیک بیرون آمدن، دستور نیست
9
آن امیران در شفاعت آمدندوآن مریدان در شَناعت آمدند
10
کین چه بدبختی است ما را ای کریم؟از دل و دین مانده ما، بی تو یتیم
11
تو بهانه می‌کُنیّ و ما ز دردمی‌زنیم از سوزِ دل، دَم‌هایِ سرد
12
ما به گفتارِ خوشت، خُو کرده‌ایمما ز شیرِ حکمتِ تو خورده‌ایم
13
اَلله اَلله، این جَفا با ما مکنخیر کن، امروز را فردا مکن
14
می‌دهد دل، مر تو را کین بی‌دلانبی‌تو گردند آخر از بی‌حاصلان؟
15
جمله در خشکی چو ماهی می‌طپندآب را بگشا، ز جُو بردار، بند
16
ای که چون تو در زمانه نیست کساَلله اَلله، خلق را فریادرس
بر مبنای نسخه مُصَحَّحِ نیکلسون
+
+
+

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن

بحر: رمل مسدّس محذوف

بیت ۱: مَکْرِ دیگر آن وزیر از خود ببست / وعظ را بگذاشت و در خلوت نشست

  • قافیه: ببست / نشست

  • ردیف: ندارد

  • معنی: آن وزیر فریب‌کار نیرنگ تازه‌ای به کار بست؛ سخنرانی و موعظه را رها کرد و گوشه‌نشینی و خلوت گزید.

بیت ۲: در مریدان در فکند از شوق، سوز / بود در خلوت، چهل پنجاه روز

  • قافیه: سوز / روز

  • ردیف: ندارد

  • معنی: او با این گوشه‌نشینی در میان پیروانش شور و آتشی از دلدادگی افکند و به مدت چهل تا پنجاه روز در تنهایی به سر برد.

بیت ۳: خلق، دیوانه شدند از شوقِ او / از فراقِ حال و قال و ذوقِ او

  • قافیه: شوق / ذوق

  • ردیف: او

  • معنی: مردم از شدت اشتیاق به دیدار او و از دوری گفتار، احوال معنوی و جاذبه‌هایش، بی‌تاب و شیفته شدند.

بیت ۴: لابه و زاری همی‌کردند و او / از ریاضت گشته در خلوت دوتا

  • قافیه: او / دوتا

  • ردیف: ندارد

  • معنی: پیروان پیوسته ناله و التماس می‌کردند، در حالی که او برای فریب بیشتر، از شدت ریاضت در خلوتگاه قامتش خمیده شده بود.

بیت ۵: گفته ایشان: نیست ما را بی تو نور / بی‌عصاکَشْ چون بُوَد احوالِ کور؟

  • قافیه: نور / کور

  • ردیف: ندارد

  • آرایه: تمثیل و تشبیه مرکب (مانند کردن مریدان بدون پیر به فرد نابینای بدون راهنما)؛ استفهام انکاری.

  • معنی: مریدان می‌گفتند: بدون راهنمایی تو هیچ بینشی نداریم؛ احوال یک نابینا بدون راهنما و عصاکش چگونه خواهد بود؟

بیت ۶: از سرِ اِکرام و از بهرِ خدا / بیش از این ما را مدار از خود جدا

  • قافیه: خدا / جدا

  • ردیف: ندارد

  • معنی: از سر لطف و تنها برای رضای پروردگار، بیش از این ما را از دیدار خویش بی‌نصیب و جدا مگذار.

بیت ۷: ما چو طفلانیم، ما را دایه تو / بر سرِ ما گستران آن سایه، تو

  • قافیه: دایه / سایه

  • ردیف: تو

  • آرایه: تشبیه صریح (تشبیه مریدان به کودکان نیازمند و وزیر به دایه)؛ کنایه («سایه گستراندن» کنایه از حمایت و سرپرستی).

  • معنی: ما مانند کودکانی خردسالیم و تو مربی و دایهٔ مایی؛ پس چتر حمایت و سرپرستی خود را بر سر ما بگستران.

بیت ۸: گفت: جانم از محبّان دور نیست / لیک بیرون آمدن دستور نیست

  • قافیه: دور / دستور

  • ردیف: نیست

  • معنی: وزیر پاسخ داد: روح من از دوستان جدا نیست، اما از عالم بالا رخصت و اجازه ندارم که از این خلوتگاه خارج شوم.

بیت ۹: آن امیران در شفاعت آمدند / وان مریدان در شَناعت آمدند

  • قافیه: شفاعت / شَناعت

  • ردیف: آمدند

  • معنی: پیشوایان دوازده‌گانه برای پادرمیانی و خواهش آمدند و مریدان نیز لب به شکوه، زاری و سرزنش گشودند.

بیت ۱۰: کین چه بدبختی است ما را ای کریم؟! / از دل و دین مانده ما، بی تو یتیم

  • قافیه: کریم / یتیم

  • ردیف: ندارد

  • آرایه: تشبیه بلیغ و استعاره (تشبیه پیروان بی‌رهبر به کودکان بی‌سرپرست و «یتیم»).

  • معنی: گفتند: ای بزرگوار، این چه روزگار سیاهی است که ما بی‌پناه گشته و از دین و دل‌باختگی، چون یتیمان سرگردان شده‌ایم؟!

بیت ۱۱: تو بهانه می‌کُنیّ و ما ز درد / می‌زنیم از سوزِ دل، دَم‌هایِ سرد

  • قافیه: درد / سرد

  • ردیف: ندارد

  • آرایه: کنایه («دم سرد زدن» کنایه از آه و افسوس کشیدن ناشی از اندوه فراوان).

  • معنی: تو برای بیرون نیامدن بهانه‌تراشی می‌کنی و ما از شدت درد و سوز باطن، پیوسته آه سرد و حسرت‌آمیز برمی‌کشیم.

بیت ۱۲: ما به گفتارِ خوشت، خُو کرده‌ایم / ما ز شیرِ حکمتِ تو خورده‌ایم

  • قافیه: خُو کرده‌ایم / خورده‌ایم

  • ردیف: ندارد

  • آرایه: اضافه استعاری («شیر حکمت»)؛ تناسب (مراعات نظیر) با تمثیل طفل و دایه در ابیات پیشین.

  • معنی: ما به سخنان دلنشین تو انس گرفته‌ایم و جانمان از سرچشمهٔ دانش و معرفت تو پرورش یافته است.

بیت ۱۳: اَلله اَلله، این جَفا با ما مکن / خیر کن، امروز را فردا مکن

  • قافیه: جَفا / فردا

  • ردیف: مکن

  • معنی: تو را به خدا سوگند با ما چنین ستم و بی‌مهری روا مدار؛ کار نیک را به تأخیر مینداز و همین امروز به داد ما برس.

بیت ۱۴: می‌دهد دل، مر تو را کین بی‌دلان / بی‌تو گردند آخر از بی‌حاصلان؟

  • قافیه: بی‌دلان / بی‌حاصلان

  • ردیف: ندارد

  • آرایه: استفهام انکاری.

  • معنی: آیا دلت رضا می‌دهد که این مریدان دل‌سوخته و عاشق، در فراق تو از هدایت و کمال بازمانند و به تباهی کشیده شوند؟

بیت ۱۵: جمله در خشکی چو ماهی می‌تپند / آب را بگشا، ز جُو بردار، بند

  • قافیه: می‌تپند / بند

  • ردیف: ندارد

  • آرایه: تمثیل و تشبیه صریح (مانند کردن مریدانِ مشتاق به ماهیان دور از آب)؛ استعاره مکنیه («برداشتن بند از جوی» کنایه از رفع مانع فراق و جاری ساختن فیض دیدار).

  • معنی: مریدان جملگی مانند ماهیانی که در خشکی افتاده باشند در تپش و اضطرابند؛ مانع دوری را بردار و سرچشمهٔ دیدارت را به روی ما بگشای.

بیت ۱۶: ای که چون تو در زمانه نیست کس / اَلله اَلله، خلق را فریادرس

  • قافیه: کس / فریادرس

  • ردیف: ندارد

  • معنی: ای کسی که در این روزگار همانندی برایت یافت نمی‌شود، تو را به خدا سوگند به فریاد این مردم عاشق و سرگردان برس.

قسمت نظرات برای این شعر غیر فعال است.
هدیه دادن شعر «مَکْرِ دیگر انگیختنِ وزیر در اِضلالِ قَوم»

یکی از دوستان خود را برای خواندن این شعر زیبا دعوت کنید.

شما هنوز کسی را دنبال نکرده‌اید یا دنبال‌کننده‌ای ندارید.

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید