جلالالدین محمد...
مولانا
دنبال کننده 10
مَکْرِ دیگر انگیختنِ وزیر در اِضلالِ قَوم
وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن
بحر: رمل مسدّس محذوف
بیت ۱: مَکْرِ دیگر آن وزیر از خود ببست / وعظ را بگذاشت و در خلوت نشست
قافیه: ببست / نشست
ردیف: ندارد
معنی: آن وزیر فریبکار نیرنگ تازهای به کار بست؛ سخنرانی و موعظه را رها کرد و گوشهنشینی و خلوت گزید.
بیت ۲: در مریدان در فکند از شوق، سوز / بود در خلوت، چهل پنجاه روز
قافیه: سوز / روز
ردیف: ندارد
معنی: او با این گوشهنشینی در میان پیروانش شور و آتشی از دلدادگی افکند و به مدت چهل تا پنجاه روز در تنهایی به سر برد.
بیت ۳: خلق، دیوانه شدند از شوقِ او / از فراقِ حال و قال و ذوقِ او
قافیه: شوق / ذوق
ردیف: او
معنی: مردم از شدت اشتیاق به دیدار او و از دوری گفتار، احوال معنوی و جاذبههایش، بیتاب و شیفته شدند.
بیت ۴: لابه و زاری همیکردند و او / از ریاضت گشته در خلوت دوتا
قافیه: او / دوتا
ردیف: ندارد
معنی: پیروان پیوسته ناله و التماس میکردند، در حالی که او برای فریب بیشتر، از شدت ریاضت در خلوتگاه قامتش خمیده شده بود.
بیت ۵: گفته ایشان: نیست ما را بی تو نور / بیعصاکَشْ چون بُوَد احوالِ کور؟
قافیه: نور / کور
ردیف: ندارد
آرایه: تمثیل و تشبیه مرکب (مانند کردن مریدان بدون پیر به فرد نابینای بدون راهنما)؛ استفهام انکاری.
معنی: مریدان میگفتند: بدون راهنمایی تو هیچ بینشی نداریم؛ احوال یک نابینا بدون راهنما و عصاکش چگونه خواهد بود؟
بیت ۶: از سرِ اِکرام و از بهرِ خدا / بیش از این ما را مدار از خود جدا
قافیه: خدا / جدا
ردیف: ندارد
معنی: از سر لطف و تنها برای رضای پروردگار، بیش از این ما را از دیدار خویش بینصیب و جدا مگذار.
بیت ۷: ما چو طفلانیم، ما را دایه تو / بر سرِ ما گستران آن سایه، تو
قافیه: دایه / سایه
ردیف: تو
آرایه: تشبیه صریح (تشبیه مریدان به کودکان نیازمند و وزیر به دایه)؛ کنایه («سایه گستراندن» کنایه از حمایت و سرپرستی).
معنی: ما مانند کودکانی خردسالیم و تو مربی و دایهٔ مایی؛ پس چتر حمایت و سرپرستی خود را بر سر ما بگستران.
بیت ۸: گفت: جانم از محبّان دور نیست / لیک بیرون آمدن دستور نیست
قافیه: دور / دستور
ردیف: نیست
معنی: وزیر پاسخ داد: روح من از دوستان جدا نیست، اما از عالم بالا رخصت و اجازه ندارم که از این خلوتگاه خارج شوم.
بیت ۹: آن امیران در شفاعت آمدند / وان مریدان در شَناعت آمدند
قافیه: شفاعت / شَناعت
ردیف: آمدند
معنی: پیشوایان دوازدهگانه برای پادرمیانی و خواهش آمدند و مریدان نیز لب به شکوه، زاری و سرزنش گشودند.
بیت ۱۰: کین چه بدبختی است ما را ای کریم؟! / از دل و دین مانده ما، بی تو یتیم
قافیه: کریم / یتیم
ردیف: ندارد
آرایه: تشبیه بلیغ و استعاره (تشبیه پیروان بیرهبر به کودکان بیسرپرست و «یتیم»).
معنی: گفتند: ای بزرگوار، این چه روزگار سیاهی است که ما بیپناه گشته و از دین و دلباختگی، چون یتیمان سرگردان شدهایم؟!
بیت ۱۱: تو بهانه میکُنیّ و ما ز درد / میزنیم از سوزِ دل، دَمهایِ سرد
قافیه: درد / سرد
ردیف: ندارد
آرایه: کنایه («دم سرد زدن» کنایه از آه و افسوس کشیدن ناشی از اندوه فراوان).
معنی: تو برای بیرون نیامدن بهانهتراشی میکنی و ما از شدت درد و سوز باطن، پیوسته آه سرد و حسرتآمیز برمیکشیم.
بیت ۱۲: ما به گفتارِ خوشت، خُو کردهایم / ما ز شیرِ حکمتِ تو خوردهایم
قافیه: خُو کردهایم / خوردهایم
ردیف: ندارد
آرایه: اضافه استعاری («شیر حکمت»)؛ تناسب (مراعات نظیر) با تمثیل طفل و دایه در ابیات پیشین.
معنی: ما به سخنان دلنشین تو انس گرفتهایم و جانمان از سرچشمهٔ دانش و معرفت تو پرورش یافته است.
بیت ۱۳: اَلله اَلله، این جَفا با ما مکن / خیر کن، امروز را فردا مکن
قافیه: جَفا / فردا
ردیف: مکن
معنی: تو را به خدا سوگند با ما چنین ستم و بیمهری روا مدار؛ کار نیک را به تأخیر مینداز و همین امروز به داد ما برس.
بیت ۱۴: میدهد دل، مر تو را کین بیدلان / بیتو گردند آخر از بیحاصلان؟
قافیه: بیدلان / بیحاصلان
ردیف: ندارد
آرایه: استفهام انکاری.
معنی: آیا دلت رضا میدهد که این مریدان دلسوخته و عاشق، در فراق تو از هدایت و کمال بازمانند و به تباهی کشیده شوند؟
بیت ۱۵: جمله در خشکی چو ماهی میتپند / آب را بگشا، ز جُو بردار، بند
قافیه: میتپند / بند
ردیف: ندارد
آرایه: تمثیل و تشبیه صریح (مانند کردن مریدانِ مشتاق به ماهیان دور از آب)؛ استعاره مکنیه («برداشتن بند از جوی» کنایه از رفع مانع فراق و جاری ساختن فیض دیدار).
معنی: مریدان جملگی مانند ماهیانی که در خشکی افتاده باشند در تپش و اضطرابند؛ مانع دوری را بردار و سرچشمهٔ دیدارت را به روی ما بگشای.
بیت ۱۶: ای که چون تو در زمانه نیست کس / اَلله اَلله، خلق را فریادرس
قافیه: کس / فریادرس
ردیف: ندارد
معنی: ای کسی که در این روزگار همانندی برایت یافت نمیشود، تو را به خدا سوگند به فریاد این مردم عاشق و سرگردان برس.