جلالالدین محمد...
مولانا
دنبال کننده 2
قبول کردنِ نصارا مکرِ وزیر را
وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن
بحر: رمل مسدّس محذوف
۱. صد هزاران مردِ ترسا سویِ او / اندکاندک جمع شد در کویِ او
قافیه: سویِ او، کویِ او (حروف قافیه: مصوت بلند «ـو» در «سو» و «کو»)
ردیف: ـیِ او
معنی شعر: صدها هزار نفر از مسیحیان آرامآرام و گروه به گروه به سوی او روانه شدند و در کوی و محلهٔ او گرد آمدند.
آرایههای ادبی:
اغراق در عدد «صد هزاران»
تضاد مفهومی میان کثرت جمعیت («صد هزاران») و شیوهٔ تدریجی گردهمایی («اندکاندک»)
تکرار لفظ در ترکیب قیدی «اندکاندک»
جناس مطرف میان «سوی» و «کوی»
مراعات نظیر میان «مرد»، «ترسا»، «جمع شدن» و «کوی»
۲. او بیان میکرد با ایشان به راز / سِرّ اَنْگَلْیُون و زُنّار و نماز
قافیه: راز، نماز (حروف قافیه: «ـاز»)
ردیف: ندارد
معنی شعر: او در خلوت و بهصورت نهانی، اسرار کتاب انجیل، حقیقت بستن کمربند و باطن نماز مسیحی را برای آنان شرح میداد.
آرایههای ادبی:
مراعات نظیر میان اجزای شریعت عیسوی: «انگلیون» (انجیل)، «زنّار» و «نماز»
ترادف معنایی میان «راز» و «سِرّ»
کنایه: «بیان کردن به راز» کنایه از آموزش سرّی، پنهانکاری و ایجاد حلقهٔ ارادتمندان خاص
جناس مطرف میان «راز» و «نماز»
۳. او به ظاهر، واعظ اَحکام بود / لیک، در باطن صفیر و دام بود
قافیه: احکام بود، دام بود (حروف قافیه: «ـام»)
ردیف: بود
معنی شعر: او در پوستهٔ ظاهر، اندرزگو و آموزگار احکام دینی مینمود؛ اما در حقیقت و باطن، نوای فریبندهٔ صیاد و تلهای هلاککننده برای مؤمنان بود.
آرایههای ادبی:
تضاد و تقابل میان «ظاهر» و «باطن»
تشبیه بلیغ (اسنادی): باطن وزیر به «صفیر» (آوای تقلیدی شکارچی) و «دام» تشبیه شده است
مراعات نظیر میان «صفیر» و «دام» (ابزار فریب و شکار پرنده)
موازنه و تقابل ساختاری در دو مصراع
۴. بهر این بعضی صَحابه از رسول / مُلتَمِس بودند مکرِ نفسِ غول
قافیه: رسول، غول (حروف قافیه: «ـول»)
ردیف: ندارد
معنی شعر: دقیقاً به دلیل وجود چنین فریبهای پوشیدهای، برخی از یاران راستین پیامبر از ایشان پیوسته خواهان شناخت حیلههای نفسِ گمراهکننده بودند.
آرایههای ادبی:
اضافهٔ تشبیهی: «نفسِ غول» (تشبیه نفس اماره به غول بیابان از حیث گمراهی و هلاکت)
مراعات نظیر میان «صحابه» و «رسول»
کنایه: «ملتمس بودن» کنایه از اصرار، تمنا و در پی آگاهی بودن
جناس مطرف میان «رسول» و «غول»
۵. کو چه آمیزد ز اَغراضِ نهان / در عبادتها و در اخلاصِ جان؟
قافیه: نهان، جان (حروف قافیه: «ـان»)
ردیف: ندارد
معنی شعر: میپرسیدند که نفس آدمی چگونه ریاکاریها، منافع شخصی و هواهای پنهانی را در اعمال عبادی و پاکیِ باطن آدمی وارد میکند؟
آرایههای ادبی:
تضاد مفهومی میان «اغراض نهان» (پلیدی و هوای نفس) و «اخلاص جان» (پاکی محض)
استعارهٔ مکنیه: آمیختن غرض در عبادت (عبادت و خلوص مانند مادهای زلال فرض شده که آلودگی در آن حل میشود)
مراعات نظیر میان «اغراض»، «نهان»، «عبادت» و «اخلاص»
جناس مطرف میان «نهان» و «جان»
۶. فضلِ طاعت را نجُستَندی ازو / عیب ظاهر را نجُستَندی که کو؟
قافیه: از او، که کو (حروف قافیه: مصوت بلند «ـو» در «او» و «کو»)
ردیف: ندارد
معنی شعر: آنان در پی پاداش و فضل عبادات نبودند و حتی عیبهای آشکار را هم جستوجو نمیکردند (چون عیب آشکار مشخص است)؛ بلکه در پی روزنههای بسیار مخفی و دقیق فساد عمل بودند.
آرایههای ادبی:
تکرار فعل «نجستندی» در هر دو مصراع
تضاد مفهومی میان «فضلِ طاعت» (کمال و پاداش) و «عیبِ ظاهر» (نقص و تباهی عمل)
استفهام انکاری و جستوجوگرانه در پایان بیت («که کو؟»)
مراعات نظیر میان «فضل»، «طاعت» و «عیب»
۷. مو به مو، ذرّه به ذرّه مکرِ نَفس / میشناسیدند چون گُل از کرفس
قافیه: نَفس، کَرَفْس (حروف قافیه: «ـَفس»)
ردیف: ندارد
معنی شعر: نیرنگهای نفس را با باریکبینی و در جزئیترین مراتب، به همان آسانیِ تفکیک کردن گل از گیاه کرفس، بازمیشناختند.
آرایههای ادبی:
تشبیه و تمثیل: آسانی و وضوح در تشخیص فریبهای نفس به جدا کردن «گل از کرفس» تشبیه شده است
تضاد حسی میان عطر و لطافت «گل» و سادگی و بوی علفی «کرفس»
کنایه: «مو به مو» و «ذره به ذره» کنایه از نهایت دقت، باریکبینی و موشکافی
جناس مطرف میان «نَفْس» و «کَرَفْس»
۸. موشکافانِ صحابه هم در آن / وعظِ ایشان خیره گشتندی به جان
قافیه: در آن، به جان (حروف قافیه: «ـان»)
ردیف: ندارد
معنی شعر: حتی دقیقترین و زیرکترین یاران پیامبر نیز اگر در مجلس سخنوری و اندرزهای چنین مدعیان دورویی قرار میگرفتند، از عمق مکر آنان با تمام وجود متحیر میشدند.
آرایههای ادبی:
کنایه: «موشکاف» کنایه از فردِ بسیار دقیق، باریکبین و موشکاف در تشخیص امور
کنایه: «خیره گشتن به جان» کنایه از حیرت عمیق، مبهوت شدن و سرگشتگی باطنی
مراعات نظیر میان «موشکاف»، «صحابه» و «وعظ»
جناس لاحق میان «آن» و «جان»