جلالالدین محمد...
مولانا
دنبال کننده 14
آمدن خرگوش نزد شیر و خشم شیر بر وی
وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن
بحر: رمل مسدّس محذوف
مثنوی معنوی مولوی دفتر اول ابیات 1150 تا 1156
نام حکایت : نخچیران و شیر
بخش : 22 از 34
بیت ۱: شیر اندر آتش و در خشم و شور / دید کان خرگوش می آید ز دور
قافیه: شور / دور
ردیف: ندارد
آرایه: کنایه و استعاره مکنیه («اندر آتش بودن» کنایه از غلیان غضب و التهاب شدید باطنی)، مراعات نظیر (آتش، خشم، شور).
معنی: شیر در سوز و آتش غضب، اضطراب و هیجانِ خشم میسوخت که از دوردست دید آن خرگوش به جانب او در حرکت است.
بیت ۲: می دود بی دهشت و گستاخ ، او / خشمگین و تند و تیز و ترش رو
قافیه: او / ترشرو
ردیف: ندارد
آرایه: کنایه («تند و تیز» و «ترشرو بودن» کنایه از برانگیختگی، خشم ساختگی و ادعای حقبهجانبی داشتن)، مراعات نظیر (بیدهشت، گستاخ، خشمگین، ترشرو).
معنی: خرگوش بدون هیچگونه بیم و هراسی، بسیار جسورانه، شتابزده و با چهرهای درهمکشیده و خشمگین به سوی شیر میدوید.
بیت ۳: کز شکسته آمدن ، تهمت بود / و ز دلیری ، دفع هر ریبت بود
قافیه: تُهمَت / ریبَت
ردیف: بود
آرایه: تضاد (شکسته آمدن [عجز و ترس] / دلیری [شجاعت و پررویی])، ترادف (تهمت / ریبت)، ترصیع و موازنه، ارسالالمثل (بیان یک اصل روانشناختی در دفع اتهام).
معنی: زیرا با ناتوانی، هراس و شرمساری پیش آمدن، مایهٔ اثبات تقصیر و برانگیختن بدگمانی حاکم است؛ اما رفتار شجاعانه و جسورانه هرگونه شک و سوءظنی را برطرف میسازد.
بیت ۴: چون رسید او بیشتر نزدیک صف / بانگ بر زد شیر ، های ای ناخلف
قافیه: صَف / ناخَلَف
ردیف: ندارد
آرایه: کنایه («ناخلف» در اصل به معنای فرزند ناصالح و در اینجا کنایه از پیمانشکن، ناسپاس و فرومایه).
معنی: هنگامی که خرگوش جلوتر آمد و به بارگاه و جایگاه شیر نزدیک شد، شیر غرشکنان بانگ زد: هان ای موجودِ عهدشکن و فرومایه!
بیت ۵: من که گاوان را ز هم بدریده ام / من که گوش پیل نر مالیده ام
قافیه: بدریده / مالیده
ردیف: ام
آرایه: کنایه («گوش پیل مالیدن» کنایه از خوار ساختن، شکست دادن و مهار کردن قدرتمندان)، موازنه، تکرار (من که).
معنی: منی که گاوهای تنومند و وحشی را در یک چشمبرهمزدن پارهپاره کردهام، و فیلهای نرِ سهمگین را مقهور و گوشمالی دادهام...
بیت ۶: نیم خرگوشی که باشد کو چنین / امر ما را افکند اندر زمین ؟
قافیه: چنین / زمین
ردیف: ندارد
آرایه: تحقیر و اغراق («نیمخرگوش»)، کنایه («امر بر زمین افکندن» کنایه از نادیده گرفتن، سرپیچی و بیاحترامی به فرمان)، استفهام انکاری.
معنی: ...موجودی ضعیف و نیمهجانی چون خرگوش چه جایگاهی دارد که جرئت ورزد و فرمان ملوکانهٔ ما را زیر پا بگذارد و معطل سازد؟!
بیت ۷: ترک خواب و غفلت خرگوش کن / غره این شیر ، ای خر ! گوش کن
قافیه: خرگوش / گوش
ردیف: کن
آرایه: کنایه («خواب خرگوش» کنایه از غفلت سنگین، بیخبری و فریفتگی)، جناس مرکب / مفروق («خر ! گوش» در برابر «خرگوش»)، استعاره («غرّه» خروش و نعرهٔ مهیب).
معنی: دست از این غفلت سنگین و خواب خرگوشی بردار؛ و ای نادان، نعره و غرش خشمآلودِ این شیر درنده را با تمام وجود بشنو!