باباطاهر عریان
باباطاهر
دنبال کننده 0
دوبیتی
وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن
بحر: هزج مسدس محذوف
قافیه: کلمات «محنتکشی»، «با غم خوشی» و «آتشی». (حروف اصلی قافیه «ش» و حروف الحاقی «ی» میباشند).
ردیف: عبارت «دیرم خدایا» در پایان مصراعهای اول، دوم و چهارم.
نکته فنی: واژهی «دیرم» صورت گویشی و پهلوی واژهی «دارم» است که ویژگی سبکی دوبیتیهای باباطاهر محسوب میشود.
وزن نهایی: مفاعیلن مفاعیلن فعولن
نام بحر: هزج مسدس محذوف
بیت اول متن بیت: تن محنتکشی دیرم خدایا / دل با غم خوشی دیرم خدایا
معنی: خداوندا، تنی دارم که رنج و اندوه بسیاری را تحمل میکند و دلی دارم که با وجود غم، شاد و خوشحال است (زیرا غم عشق برای عاشق شیرین است).
آرایههای ادبی:
منادا: واژهی «خدایا» (ای خدا) که بیانگر راز و نیاز مستقیم با معبود است.
متناقضنما (پارادوکس): ترکیب «با غم خوش بودن»؛ چرا که غم معمولاً مایه اندوه است، اما در عرفان، غمِ عشق مایه شادی روح است.
تضاد: میان واژگان «غم» و «خوشی».
تشخیص (جانبخشی): نسبت دادن صفت «محنتکش» به «تن» و صفت «خوش بودن» به «دل».
بیت دوم متن بیت: ز شوق مسکن و داد غریبی / به سینه آتشی دیرم خدایا
معنی: به دلیل اشتیاق برای رسیدن به جایگاه اصلی (و صل خویش) و از فریاد و بیدادِ غریبی و دوری، آتشی سوزان در سینه دارم ای خدا.
آرایههای ادبی:
استعاره: واژهی «مسکن» استعاره از عالم بالا، قرب الهی یا دیار اصلی روح انسان است.
استعاره: واژهی «آتش» استعاره از عشق سوزان، اشتیاق شدید و سوز دل است.
ایهام: در واژهی «داد». هم میتواند به معنی «فریاد و فغان» باشد (داد زدن) و هم به معنی «بیداد و ظلمی» که از غربت بر شاعر رفته است.
مراعات نظیر (تناسب): میان واژگان «مسکن» و «غریبی» و همچنین میان «سینه» و «آتش».
شکایت از رنج دوری و غربت انسان در این جهان خاکی.
لذتبخش بودنِ غم و درد در مسیر عشق (استقبال عاشق از رنج).
اشتیاق شدید برای بازگشت به اصل و منشأ هستی (نوستالژی عرفانی).
سوز و گداز عاشقانه در مناجات با پروردگار.