جلال‌الدین محمد بلخی

جلال‌الدین محمد...

جلال‌الدین محمد بلخی

مولانا

دنبال کننده 9

صفحه شخصی

بیان حسد وزیر

1
آن وزیرک از حسد بودش نژادتا به باطل، گوش و بینی باد داد
2
بر امیدِ آنکه از نیشِ حسدزهرِ او در جان مسکینان رسد
3
هر کسی کو از حسد بینی کَنَدخویشتن بی‌گوش و بی‌بینی کند
4
بینی آن باشد که او، بویی بَرَدبوی، او را جانبِ کویی بَرَد
5
هر که بویش نیست، بی‌بینی بُوَدبوی، آن بویی است کآن دینی بُوَد
6
چونکه بویی بُرد و شُکرِ آن نکردکُفر نعمت آمد و بینی‌اش خَورد
7
شُکر کُن مر شاکران را بنده باشپیش ایشان مُرده شو، پاینده باش
8
چون وزیر، از ره‌ْزنی مایه مسازخَلق را تو بر میاور از نماز
9
ناصحِ دین گشته آن کافرْ وزیرکرده او از مَکر در لوزینه، سیر
بر مبنای نسخه مُصَحَّحِ نیکلسون
+
+
+

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن

بحر: رمل مسدّس محذوف

۱. آن وزیرک از حسد بودش نژاد / تا به باطل، گوش و بینی باد داد

وزن و بحر عروضی: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (بحر رَمَل مسدّس محذوف)

قافیه: نژاد، باد

ردیف: ندارد

معنی شعر: آن وزیر فریبکار سرشتی آمیخته با حسادت داشت و سرانجام بر اثر همین حسد، گوش و بینی خود را به باد فنا داد؛ یعنی صفت حسادت سبب می‌شود آدمی ابزار ادراک و شامهٔ حقیقت‌یاب باطن را از دست بدهد.

آرایه‌های ادبی:

  • کنایه: «وزیرک» کنایه از پستی، حقارت و فرومایگی باطن

  • کنایه: «بر باد دادن» کنایه از تباه ساختن و از دست دادن

  • استعاره: «گوش و بینی باد دادن» تمثیل و کنایه از نابود کردن ابزارهای درک باطنی

  • اضافهٔ تشبیهی: «از حسد بودش نژاد» (حسد خاستگاه و گوهر وجودی تصویر شده است)

  • مراعات نظیر میان «گوش» و «بینی»

  • جناس خط میان «باد» و «داد»

۲. بر امیدِ آنکه از نیشِ حسد / زهرِ او در جان مسکینان رسد

قافیه: حسد، رسد (حروف قافیه: «ـَد»)

ردیف: ندارد

معنی شعر: آن وزیر بدخواه با این امید اندام خود را ناقص کرد که زهر کینه‌توزی‌اش به جان بیچارگان نفوذ کند و آنان را هلاک سازد.

آرایه‌های ادبی:

  • اضافهٔ استعاری: «نیشِ حسد» (تشبیه حسادت به جانوری گزنده و نیش‌زننده)

  • استعارهٔ مصرحه: «زهر» استعاره از گمراهی، فتنه و تباهی روحی

  • مراعات نظیر میان «نیش»، «زهر» و «رسیدن»

  • تضاد مفهومی میان کینه‌توزی وزیر و بی‌پناهی مسکینان

  • جناس لاحق میان «حسد» و «رسد»

۳. هر کسی کو از حسد بینی کَنَد / خویشتن بی‌گوش و بی‌بینی کند

قافیه: کَنَد، کُند

ردیف: ندارد

معنی شعر: هرکس از سر حسادت بخواهد به دیگری گزند رساند، در حقیقت به خود صدمه می‌زند و با این کار، قوهٔ تمییز و تشخیص باطنی خویش را از میان می‌برد.

آرایه‌های ادبی:

  • تمثیل و ارسال‌المثل: صدمه زدن به خود در تلاش برای آسیب رساندن به دیگران

  • کنایه: «بینی کندن» کنایه از آسیب زدن به خود از سر کینه، و کنایه از تکبر ورزیدن

  • استعارهٔ مصرحه: «بینی» استعاره از قوهٔ تشخیص و درک حقیقت

  • اشتقاق میان واژگان «بینی»، «بی‌بینی» و «بی‌گوش»

  • مراعات نظیر میان «گوش» و «بینی»

  • جناس شبه‌اشتقاق میان «کَنَد» و «کُند»

۴. بینی آن باشد که او، بویی بَرَد / بوی، او را جانبِ کویی بَرَد

قافیه: بویی، کویی (حروف قافیه: «ـو»)

ردیف: بَرَد

معنی شعر: شامه و ابزار درک واقعی آن است که نسیم حقیقت را دریافت کند و آن کشش باطنی، روح را به سرچشمه و جایگاه راستی هدایت نماید.

آرایه‌های ادبی:

  • استعارهٔ مصرحه: «بینی» استعاره از شامهٔ باطن و بصیرت روح

  • استعارهٔ مصرحه: «بو» استعاره از رایحهٔ حقیقت و کشش‌های معنوی

  • استعارهٔ مصرحه: «کوی» استعاره از بارگاه حق و مقصد کمال

  • ردّالعجز علی الصدر: تکرار واژهٔ «بوی» در پایان مصراع اول و آغاز مصراع دوم

  • جناس مطرف میان «بوی» و «کوی»

  • مراعات نظیر میان «بینی»، «بو» و «کوی»

۵. هر که بویش نیست، بی‌بینی بُوَد / بوی، آن بویی است کآن دینی بُوَد

قافیه: بی‌بینی، دینی (حروف قافیه: «ـین»)

ردیف: بُوَد

معنی شعر: هرکس رایحهٔ حق را درنیابد فاقد بینش درونی است؛ چراکه بوی واقعی همان عطر ایمان و یقین است و شامهٔ اهل حسد مانند انسانی زکام‌زده از درک این بوی محروم مانده است.

آرایه‌های ادبی:

  • اسلوب حصر: منحصر دانستن بوی راستین در حقیقت ایمان

  • استعارهٔ مصرحه: «بو» استعاره از معرفت، هدایت و باور راستین

  • تشبیه تمثیلی: همانند دانستن غفلت باطنی ناشی از کینه به بیماری زکام و انسداد شامه

  • تضاد معنایی میان بهره‌مندی از بو و بی‌بینی بودن

  • جناس لاحق میان «بینی» و «دینی»

  • اشتقاق میان «بینی» و «بی‌بینی»

۶. چونکه بویی بُرد و شُکرِ آن نکرد / کُفر نعمت آمد و بینی‌اش خَورد

قافیه: نکرد، خورد (حروف قافیه: «ـَرد»)

ردیف: ندارد

معنی شعر: هرگاه آدمی به بخشی از معرفت دست یابد اما ناسپاسی کند، این کفران نعمت حس ادراک او را فرسوده و زایل می‌کند.

آرایه‌های ادبی:

  • تضاد و طباق میان «شُکر» و «کُفرِ نعمت»

  • کنایه: «بو بردن» کنایه از پی بردن، ادراک و دریافت بارقه‌ای از آگاهی

  • استعارهٔ مکنیه: «بینی‌اش خورد» (ناسپاسی به عاملی ویرانگر مانند شده که اندام تشخیص را نابود می‌سازد)

  • جناس خط میان «نکرد» و «خورد»

  • مراعات نظیر میان «شکر»، «کفر نعمت» و «بینی»

۷. شُکر کُن مر شاکران را بنده باش / پیش ایشان مُرده شو، پاینده باش

قافیه: بنده، پاینده (حروف قافیه: «ـَـنـ»)

ردیف: باش

معنی شعر: پیوسته سپاسگزار باش و در برابر اهل معرفت فروتنی پیشه کن؛ در پیشگاه راه‌یافتگان، خودبینی را رها کن تا به بقا و کمال دست یابی.

آرایه‌های ادبی:

  • تناقض‌نما (پارادوکس): مردن برای پاینده شدن

  • تلمیح به مفهوم رهایی از منیّت برای رسیدن به جاودانگی معنوی

  • تضاد و طباق میان «مرده» و «پاینده»

  • اشتقاق میان «شُکر» و «شاکران»

  • کنایه: «بنده بودن» کنایه از فروتنی، تسلیم و ادب در برابر راه‌بلدان

  • جناس لاحق میان «بنده» و «پاینده»

۸. چون وزیر، از ره‌ْزنی مایه مساز / خَلق را تو بر میاور از نماز

قافیه: مساز، نماز (حروف قافیه: «ـاز»)

ردیف: ندارد

معنی شعر: مانند آن فریبکار، بیراهه بردن دیگران را پیشه مکن و مردم را از نیایش و پیوند قلبی با حق دور مساز.

آرایه‌های ادبی:

  • استعارهٔ مصرحه: «ره‌زنی» استعاره از گمراه کردن، سرقت باورها و تزویر

  • مجاز: «نماز» مجاز از حقیقت طاعت، دعا و عبادت

  • کنایه: «برآوردن از نماز» کنایه از غافل کردن و بریدن رشتهٔ پیوند معنوی

  • جناس مطرف میان «مساز» و «نماز»

۹. ناصحِ دین گشته آن کافرْ وزیر / کرده او از مَکر در لوزینه، سیر

قافیه: وزیر، سیر (حروف قافیه: «ـیر»)

ردیف: ندارد

معنی شعر: آن وزیر بداندیش تظاهر به خیرخواهی در دین می‌کرد؛ کار او مانند کسی بود که با فریب، میان شیرینیِ لوزینه، سیری بدبو نهان سازد.

آرایه‌های ادبی:

  • تمثیل و کنایه: «سیر در لوزینه کردن» کنایه از پوشاندن امری ناپاک و باطل در پوسته‌ای آراسته و زیبا

  • تضاد مفهومی میان ادعای پنددهی («ناصح») و باطن بی‌ایمان («کافر»)

  • تناقض حسی میان شیرینی و لطافت «لوزینه» و تندی و بوی نامطبوع «سیر»

  • مراعات نظیر میان «لوزینه» و «سیر»

  • جناس مطرف میان «وزیر» و «سیر»

قسمت نظرات برای این شعر غیر فعال است.
هدیه دادن شعر « بیان حسد وزیر»

یکی از دوستان خود را برای خواندن این شعر زیبا دعوت کنید.

شما هنوز کسی را دنبال نکرده‌اید یا دنبال‌کننده‌ای ندارید.

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید