جلالالدین محمد...
مولانا
دنبال کننده 14
تولیدن شیر از دیر آمدن خرگوش
وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن
بحر: رمل مسدّس محذوف
مثنوی معنوی مولوی دفتر اول ابیات 1091 تا 1106
نام حکایت : نخچیران و شیر
بخش : ۲۰ از ۳۴
بیت ۱: همچو آن خرگوش ، کو بر شیر زد / روح او کی بود اندر خورد قد ؟
قافیه: زَد / قَد
ردیف: ندارد
آرایه: استفهام انکاری («روح او کی بود اندر خورد قد؟»)، تقابل (روح در برابر قد و جثه)، کنایه («بر کسی زدن» کنایه از غلبه یافتن، چیره شدن و فریب دادن حریف).
معنی: درست مانند آن خرگوش که بر شیر درنده غالب گشت؛ مگر روح و همت والای او در اندازهٔ کالبد و قدِ کوچکش بود؟ (بلکه روحی بس بزرگ در جثهای خرد داشت).
بیت ۲: شیر می گفت از سر تیزی و خشم / کز ره گوشم ، عدو بر بست چشم
قافیه: خَشم / چَشم
ردیف: ندارد
آرایه: مراعات نظیر (گوش، چشم)، کنایه («از ره گوش چشم بستن» کنایه از با سخنان فریبنده بینش و عقل را کور کردن).
معنی: شیر از شدت برانگیختگی، تندی و خشم با خود میگفت: آن دشمن مکار از راه گوشم (با چربزبانی) چشم عقل و بصیرتم را کور کرد و فریبم داد.
بیت ۳: مکرهای جبریانم بسته کرد / تیغ چوبینشان تنم را خسته کرد
قافیه: بسته / خسته
ردیف: کرد
آرایه: استعاره مصرحه («تیغ چوبین» استعاره از استدلالهای بیپایه و سخنان سست جبریان)، جناس ناقص اختلافی (بسته / خسته)، تناقض ظاهری (مجروح شدن از شمشیر چوبینِ بیاثر).
معنی: نیرنگهای آن حیوانات جبرگرا دست و پای ارادهام را بست، و شمشیر چوبین و بیخاصیتِ سخنان سستِ آنان مرا مجروح و درمانده ساخت.
بیت ۴: زین سپس من نشنوم آن دمدمه / بانگ دیوان است و غولان ، آن همه
قافیه: دَمدَمه / هَمه
ردیف: ندارد
آرایه: تشبیه بلیغ (تشبیه سخنان آنان به بانگ دیوان و غولان بیابان)، مراعات نظیر (دیو، غول، بانگ).
معنی: از این پس دیگر آن فریبها و چربزبانیها را گوش نخواهم داد؛ چرا که تمامی آن سخنان همچون هیاهوی گمراهکنندهٔ دیوها و غولهای بیابان برای هلاکت من بود.
بیت ۵: بر دران ای دل ، تو ایشان را مایست / پوستشان برکن ، کشان جز پوست نیست
قافیه: مایست / نیست
ردیف: ندارد
آرایه: کنایه («پوست برکندن» کنایه از رسوا کردن، بیپرده ساختن و هلاک کردن)، تکرار (پوست).
معنی: ای دل، بیدرنگ بر آنان هجوم ببر، درنگ مکن و پردهٔ ظاهرسازیشان را پاره کن؛ زیرا باطن آنان چیزی جز پوستهای تهی و ظاهری فریبنده نیست.
بیت ۶: پوست چه بود ؟ گفته های رنگ رنگ / چون زره بر آب ، کش نبود درنگ
قافیه: رَنگ / دِرَنگ
ردیف: ندارد
آرایه: تشبیه (تشبیه سخنان ظاهری به نقش زرهمانند موج و حباب بر آب که ناپایدار است)، کنایه («درنگ نبودن» کنایه از بیبقا و زودگذر بودن)، جناس ناقص (رنگ / درنگ).
معنی: آن پوستهٔ بیمغز چیست؟ سخنان رنگارنگ، متکلف و فریبنده که همانند نقش زره بر سطح آب ناپایدار است و لحظهای دوام ندارد.
بیت ۷: این سخن چون پوست و معنی ، مغز دان / این سخن چون نقش و ، معنی همچو جان
قافیه: دان / جان
ردیف: ندارد
آرایه: تشبیه (تشبیه سخن به پوست و صورت، و تشبیه معنا به مغز و روح)، تضاد و تقابل (پوست / مغز، نقش / جان)، ترصیع و موازنه، تکرار (سخن، معنی).
معنی: این الفاظ و سخنان ظاهری را همچون پوسته، و حقیقت و باطن آن را مغز بدان؛ سخن تنها نقش و صورتی کالبدی است و معنا، روح و جان آن است.
بیت ۸: پوست باشد مغز بد را عیب پوش / مغز نیکو را ز غیرت ، غیب پوش
قافیه: عیبپوش / غیبپوش
ردیف: ندارد
آرایه: جناس ناقص اختلافی (عیب / غیب)، تقابل و موازنه (مغز بد در برابر مغز نیکو، عیبپوش در برابر غیبپوش).
معنی: پوستهٔ ظاهری برای باطنِ فاسد پوشانندهٔ عیبهاست؛ اما برای معنا و حقیقتِ ناب، حجابی الهی است تا از سر غیرت، آن را از چشم نامحرمان پنهان نگاه دارد.
بیت ۹: چون قلم از باد بد ، دفتر ز آب / هرچه بنویسی ، فنا گردد شتاب
قافیه: آب / شتاب
ردیف: ندارد
آرایه: تمثیل و استعاره مصرحه مرکب («قلم از باد» استعاره از هوی و هوس، و «دفتر از آب» استعاره از دنیا و پدیدههای ناپایدار)، مراعات نظیر (قلم، دفتر، نوشتن).
معنی: هنگامی که خامه از جنس بادِ هوس و دفتر از جنس آبِ لرزان باشد، هر چه بر آن بنگاری با شتاب محو و نابود میگردد.
بیت ۱۰: نقش آب است ار وفا جویی از آن / باز گردی ، دست های خود گزان
قافیه: آن / گَزان
ردیف: ندارد
آرایه: کنایه («نقش بر آب بودن» کنایه از باطل، تباه و بیبقا بودن؛ «دست گزیدن» کنایه از حسرت، ندامت و پشیمانی شدید).
معنی: اگر از دنیا و اهل هوس انتظار وفا داشته باشی مانند نقش زدن بر آب بیهوده است و سرانجام با حسرت، در حالی که دست پشیمانی به دندان میگزی، بازخواهی گشت.
بیت ۱۱: باد در مردم ، هوا و آرزوست / چون هوا بگذاشتی ، پیغام هوست
قافیه: آرزو / هو
ردیف: ـست
آرایه: جناس ریشهشناختی و شبهاشتقاق (هوا [خواهش نفس] / هو [ضمیر ذات حق])، تضاد (هوا / هو).
معنی: آن بادی که در درون انسانها میوزد، هوی و هوس و آرزوهای دنیوی است؛ اما اگر این هوسها را رها کنی، جانت سراسر پیام و ندای حق (هو) خواهد شد.
بیت ۱۲: خوش بود پیغام های کردگار / کو ز سر تا پای باشد پایدار
قافیه: کردگار / پایدار
ردیف: ندارد
آرایه: تضاد (سر / پا)، جناس ناقص اشتقاق (پا / پایدار).
معنی: چه دلنشین و گواراست پیامهای پروردگار، که سراسر و از آغاز تا انجام، جاودانه، استوار و زوالناپذیر است.
بیت ۱۳: خطبه شاهان بگردد و آن کیا / جز کیا و خطبه های انبیا
قافیه: کِیا / انبیا
ردیف: ندارد
آرایه: تکرار (خطبه، کیا)، تقابل مفهومی (زوال پادشاهی دنیوی در برابر جاودانگی رسالت انبیا).
معنی: نام، خطبه و شوکت پادشاهان این جهان دگرگون شده و از میان میرود؛ مگر عزت، اقتدار و پیامهای جاودانهٔ پیامبران الهی.
بیت ۱۴: ز آنکه بوش پادشاهان از هواست / بارنامه انبیا از کبریاست
قافیه: هوا / کبریا
ردیف: ـست
آرایه: جناس ناقص اختلافی (هوا / کبریا)، تضاد (هوا [پستی نفس] / کبریا [عظمت خداوند])، مراعات نظیر (بوش / بارنامه).
معنی: زیرا جاه و حشمت شاهان ناشی از هوسهای زودگذر است، در حالی که فرمان و اعتبارنامهٔ سلطنت انبیا، متکی به عظمت و کبریایی حق است.
بیت ۱۵: از درم ها نام شاهان برکنند / نام احمد تا ابد بر می زنند
قافیه: بَرکَنَند / برمیزَنَند
ردیف: ندارد
آرایه: تضاد (برکندن / بر زدن [محو کردن در برابر نقش زدن و ضرب کردن])، تلمیح (اشاره به رسم ضرب سکه به نام پادشاهان و زوال آنان در برابر جاودانگی نام پیامبر اسلام).
معنی: با گذشت زمان، نام پادشاهان را از روی سکهها میزدایند و محو میکنند، اما نام مبارک حضرت احمد (ص) را تا ابد بر تارک جهان نقش میزنند.
بیت ۱۶: نام احمد ، نام جمله انبیاست / چون که صد آمد ، نود هم پیش ماست
قافیه: انبیا / ما
ردیف: ـست
آرایه: ارسالالمثل مشهور («چونکه صد آمد، نود هم پیش ماست»)، قاعدهٔ شمول و اکمال معنوی.
معنی: نام و حقیقت حضرت محمد (ص) دربردارندهٔ کمالات همهٔ پیامبران پیشین است؛ درست همانگونه که وقتی عدد صد را داشته باشی، عدد نود نیز خودبهخود در درون آن وجود دارد.