ابوحامد محمد عطار نیشابوری

ابوحامد محمد عط...

ابوحامد محمد عطار نیشابوری

عطار نیشابوری

دنبال کننده 1

صفحه شخصی

ندارد درد من درمان دریغا

1
ندارد درد من درمان دریغابماندم بی سر و سامان دریغا
2
درین حیرت فلک ها نیز دیر استکه می‌گردند سرگردان دریغا
3
درین دشواری ره جان من شدکه راهی نیست بس آسان دریغا
4
فرو ماندم درین راه خطرناکچنین واله چنین حیران دریغا
5
رهی بس دور می‌بینم من این راهنه سر پیدا و نه پایان دریغا
6
ز رنج تشنگی مردم به زاریجهان پر چشمهٔ حیوان دریغا
7
چو نه جانان بخواهد ماند نه جانز جان دردا و از جانان دریغا
8
اگر سنگی نه ای بنیوش آخرز یک‌یک سنگ گورستان دریغا
9
عزیزان جهان را بین به یک راههمه با خاک ره یکسان دریغا
10
ببین تا بر سر خاک عزیزانچگونه ابر شد گریان دریغا
11
مگر جان‌های ایشان ابر بوده استکه می‌بارند چون باران دریغا
12
بیا تا در وفای دوستدارانفرو باریم صد طوفان دریغا
13
همه یاران به زیر خاک رفتندتو خواهی رفت چون ایشان دریغا
14
رخی کامد ز پیدایی چو خورشیدکنون در خاک شد پنهان دریغا
15
از آن لب‌های چون عناب درداوزان خط های چون ریحان دریغا
16
به یک تیغ اجل درج دهان رانه پسته ماند و نه مرجان دریغا
17
بتان ماه‌روی خوش‌سخن راکجا شد آن لب و دندان دریغا
18
زنخدان‌ها چو بر خواهند بستنزنخدان را ز نخ می‌دان دریغا
19
بسا شخصا که از تب ریخت در خاکشد از تبریز با کرمان دریغا
20
بسا ایوان که بر کیوانش بردندکجا شد آنهمه ایوان دریغا
21
بسا قصرا که چون فردوس کردندکنون شد کلبهٔ احزان دریغا
22
درین غم‌خانه هر یوسف که دیدیلحد بر جمله شد زندان دریغا
23
چو یکسان است آنجا ترک و تاجیکهم از ایران هم از توران دریغا
24
تو خواه از روم باش و خواه از چیننه قیصر ماند و نه خاقان دریغا
25
ز افریدون و از جمشید درداز کیخسرو ز نوشروان دریغا
26
هزاران گونه دستان داشت بلبلنبودش سود یک دستان دریغا
27
پس از وصلی که همچون باد بگذشتدرآمد این غم هجران دریغا
28
ز مال و ملک این عالم تمام استتو را یک لقمه چون لقمان دریغا
29
برای نان چه ریزی آب رویتکه آتش بهتر از این نان دریغا
30
تو را تا جان بود نان کم نیایدچه باید کند چندین جان دریغا
31
خداوندا همه عمر عزیزمبه جهل آورده‌ام به زیان دریغا
32
اگرچه بس سپیدم می‌شود مویسیه می‌گرددم دیوان دریغا
33
چو دوران جوانی رفت چون بادبسی گفتم درین دوران دریغا
34
نشد معلوم من جز آخر عمرکه کردم عمر خود تاوان دریغا
35
مرا گر عمر بایستی خریدنتلف کی کردمی زین‌سان دریغا
36
بسی عطار را درد و دریغ استکه او را هست جای آن دریغا
37
خدایا چون گناهم کرد ناقصنهادم روی در نقصان دریغا
38
اگر کرد این گدا بر جهل کاریاز آن غم کرد صدچندان دریغا
39
تو عفوش کن که گر عفوت نباشدفرو ماند به صد خذلان دریغا
AvA-26
قصیده
عارفانه

دیوان اشعا...

دیوان اشعار - قصاید
0
0
0
1 ماه پیش
9
+
+
+

وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن

بحر: هزج مسدس محذوف

تحلیل ساختاری و فنی

  • قافیه: درمان، سامان، سرگردان، آسان، حیران، پایان، حیوان، جانان، گورستان، یکسان، باران، طوفان، ایشان، پنهان، ریحان، مرجان، دندان، می‌دان، کرمان، ایوان، احزان، زندان، توران، خاقان، نوشروان، دستان، هجران، لقمان، نان، جان، زیان، دیوان، دوران، تاوان، زین‌سان، آن، نقصان، صدچندان، خذلان.

  • ردیف: دریغا.

وزن نهایی: مفاعیلن مفاعیلن فعولن

نام بحر: هزج مسدس محذوف

تحلیل بیت اول

ندارد درد من درمان دریغا / بماندم بی سر و سامان دریغا

۱. خط عروضی: نَدٰارَد دَردِ مَن دَرمٰا دَریغٰا / بَمٰاندَم بی سَرُ سٰامٰا دَریغٰا (توضیح: طبق متد شمیسا، «ن» ساکن پس از مصوت بلند در «درمان» و «سامان» حذف شد و ضمه «و» در «سر و» به صورت مصوت کوتاه (u) نوشته شد.)

۲. تقطیع هجایی: نَـ (U) / دا (—) / رَد (—) / دِ (U) / مَن (—) / دَر (—) / ما (—) / دَ (U) / ری (—) / غا (—) بَـ (U) / مان (—) / دَم (—) / بی (—) / سَ (U) / رُ (U) / سا (—) / ما (—) / دَ (U) / ری (—) / غا (—) (نکته: در مصرع دوم، رکن دوم دچار اختیار گردیده که در بخش نکات فنی ذکر شده است.)

۳. ارکان عروضی: مفاعیلن (U — — —) / مفاعیلن (U — — —) / فعولن (U — —)


تحلیل بیت دوم

درین حیرت فلک ها نیز دیر است / که می‌گردند سرگردان دریغا

۱. خط عروضی: دَرین حِیرَت فَلَک‌هٰا نیز دِیرَست / کِ می-گَردَند سَرگَردٰا دَریغٰا (توضیح: همزه «در این» حذف و ادغام شد. «ن» ساکن در «سرگردان» حذف گردید.)

۲. تقطیع هجایی: دَ (U) / رین (—) / حِی (—) / رَت (—) / فَ (U) / لَک (—) / ها (—) / نی (—) / زِ (U) / دِی (—) / رَست (—) کِ (U) / می (—) / گَر (—) / دَن (—) / دِ (U) / سَر (—) / گَر (—) / دا (—) / دَ (U) / ری (—) / غا (—)

۳. ارکان عروضی: مفاعیلن (U — — —) / مفاعیلن (U — — —) / فعولن (U — —)

در این دو بیت، چندین اختیار شاعری به کار رفته است که تحلیل عروضی را دقیق می‌کند:

۱. حذف همزه (اختیار زبانی): در عبارت «درین» (در این)، همزه ابتدای کلمه دوم حذف شده و صامت قبل از آن به مصوت بعد متصل شده است.

۲. حذف «ن» ساکن: در کلمات «درمان»، «سامان» و «سرگردان»، نون ساکن پس از مصوت بلند (آ) طبق قاعده عروضی شمیسا در تقطیع به حساب نمی‌آید.

۳. قاعده هجای کشیده: در واژه «نیز» و «دیر» در مصرع سوم، ما با هجای کشیده (— U) روبرو هستیم. صامت‌های باقی‌مانده («ز» از نیز و «د» از گردند) به ابتدای هجای بعدی منتقل شده و نقش هجای کوتاه (U) را در ساختار رکن بعدی ایفا کرده‌اند. در انتهای مصرع سوم، واژه «دیر است» به صورت (دِی - رَست) تقطیع شده که هجای پایانی آن (ت) طبق قاعده «هجای پایانی مصرع همیشه بلند است»، بلند محسوب می‌شود.

۴. تسکین (اختیار وزنی): در مصرع دوم، در رکن دوم (بماندم بی)، شاهد استفاده از هجای بلند به جای دو هجای کوتاه در برخی نسخ یا خوانش‌ها هستیم که البته با توجه به بافت شعر، تقطیع ارائه شده در بالا (تطبیق هجاها) دقیق‌ترین حالت برای حفظ تساوی ارکان است.


تحلیل معنایی و مفهومی بیت به بیت

بیت ۱: ندارد درد من درمان دریغا / بماندم بی سر و سامان دریغا

  • معنی: افسوس که دردِ (وجودی و معنوی) من هیچ درمانی ندارد و من در این جهان آواره و بی‌سامان رها شده‌ام.

  • آرایه‌های ادبی:

    • تکرار: واژه‌ی «دریغا» در انتهای مصراع‌ها برای تأکید بر حسرت.

    • کنایه: «بی سر و سامان» کنایه از آشفتگی، پریشانی و بی‌‌پناهی.

بیت ۲: درین حیرت فلک ها نیز دیر است / که می‌گردند سرگردان دریغا

  • معنی: در این تحیر و شگفتیِ هستی، حتی آسمان‌ها و افلاک نیز مدت‌های مدیدی است که سرگشته و سرگردان در حال چرخش‌اند.

  • آرایه‌های ادبی:

    • تشخیص: نسبت دادن «سرگردانی» و «حیرت» به افلاک.

    • اشتقاق: هم‌ریشه بودن «گردند» و «سرگردان».

بیت ۳: درین دشواری ره جان من شد / که راهی نیست بس آسان دریغا

  • معنی: در سختیِ این راه (طریق حقیقت یا مسیر زندگی)، جان و توان من از دست رفت؛ چرا که این مسیری اصلاً هموار و آسان نیست.

  • آرایه‌های ادبی:

    • تضاد: تقابل میان «دشواری» و «آسان».

    • کنایه: «جان شدن» کنایه از فرسوده شدن یا به لب آمدن جان از سختی‌ها.

بیت ۴: فرو ماندم درین راه خطرناک / چنین واله چنین حیران دریغا

  • معنی: در این مسیرِ پرمخاطره، درمانده و متوقف شده‌ام و چنان عاشق و سرگشته‌ام که راه به جایی نمی‌برم.

  • آرایه‌های ادبی:

    • تکرار: تکرار واژه‌ی «چنین» برای بیان شدتِ تحیر.

    • مراعات نظیر: تناسب میان «واله» و «حیران».

بیت ۵: رهی بس دور می‌بینم من این راه / نه سر پیدا و نه پایان دریغا

  • معنی: این راهی که در پیش دارم بسیار طولانی است؛ به گونه‌ای که نه آغاز آن مشخص است و نه سرانجامی برایش متصور است.

  • آرایه‌های ادبی:

    • تضاد: تقابل میان «سر» (آغاز) و «پایان».

    • کنایه: «نه سر پیدا و نه پایان» کنایه از بی‌کرانگی و دشواریِ شناختِ مسیر.

بیت ۶: ز رنج تشنگی مردم به زاری / جهان پر چشمهٔ حیوان دریغا

  • معنی: با وجود اینکه جهان سرشار از چشمه‌های حیات‌بخش (معنویت و حقیقت) است، من از رنجِ تشنگی (نیافتن حقیقت) با ناله و زاری در حال مرگم.

  • آرایه‌های ادبی:

    • تلمیح: اشاره به «چشمه حیوان» (آب حیات) که خضر از آن نوشید.

    • پارادوکس (متناقض‌نما): تشنه مردن در جایی که پر از چشمه است.

بیت ۷: چو نه جانان بخواهد ماند نه جان / ز جان دردا و از جانان دریغا

  • معنی: وقتی قرار است نه معشوق باقی بماند و نه جانِ آدمی، پس صد افسوس و درد بر هر دوی آن‌ها که زوال‌پذیرند.

  • آرایه‌های ادبی:

    • اشتقاق: رابطه‌ی واژگانی میان «جان» و «جانان».

    • لف و نشر مرتب: «دردا» برای جان و «دریغا» برای جانان (یا به طور کلی برای هر دو).

بیت ۸: اگر سنگی نه ای بنیوش آخر / ز یک‌یک سنگ گورستان دریغا

  • معنی: اگر دلت مانند سنگ سخت نیست، گوش فرا بده تا فریادِ افسوس را از تک‌تک سنگ‌های قبرستان بشنوی.

  • آرایه‌های ادبی:

    • تشبیه: «سنگی نه ای» (تشبیه مخاطب به سنگ در سختی).

    • تشخیص: آواز و ناله شنیدن از «سنگ گورستان».

بیت ۹: عزیزان جهان را بین به یک راه / همه با خاک ره یکسان دریغا

  • معنی: به سرنوشت بزرگان و عزیزان جهان بنگر که همگی در یک مسیر (مرگ) رفته‌اند و اکنون با خاکِ راه برابر شده‌اند.

  • آرایه‌های ادبی:

    • کنایه: «با خاک یکسان شدن» کنایه از نابودی و مرگ.

    • جناس: جناس میان «راه» و «درگاه» (در اینجا تکرار راه).

بیت ۱۰: ببین تا بر سر خاک عزیزان / چگونه ابر شد گریان دریغا

  • معنی: بنگر که چگونه ابر بر مزار عزیزان از دست رفته، با اندوه و زاری گریه می‌کند.

  • آرایه‌های ادبی:

    • تشخیص: نسبت دادن «گریه» به ابر.

    • استعاره: باران استعاره از اشکِ ابر برای درگذشتگان.

بیت ۱۱: مگر جان‌های ایشان ابر بوده است / که می‌بارند چون باران دریغا

  • معنی: گویا جان‌های پاک درگذشتگان به ابر تبدیل شده است که اکنون این‌گونه به صورت باران (بر مزارشان یا از دیدگان ما) فرو می‌بارند.

  • آرایه‌های ادبی:

    • تشبیه: تشبیه «جان» به «ابر» و تشبیه کیفیت بارش به «باران».

    • حسن تعلیل: دلیلی شاعرانه برای بارش باران بر مزار یا گریستن بازماندگان.

بیت ۱۲: بیا تا در وفای دوستداران / فرو باریم صد طوفان دریغا

  • معنی: بیا تا به پاس وفاداری به دوستانی که از دست رفته‌اند، چنان گریه و زاری کنیم که گویی صد طوفانِ اشک به پا کرده‌ایم.

  • آرایه‌های ادبی:

    • اغراق: «فرو باریدن صد طوفان» برای بیان شدت اندوه.

    • مراعات نظیر: تناسب میان «باریدن» و «طوفان».

بیت ۱۳: همه یاران به زیر خاک رفتند / تو خواهی رفت چون ایشان دریغا

  • معنی: تمام یاران و هم‌نشینان راهیِ گور شدند؛ آگاه باش که تو نیز به ناچار و دقیقاً همانند آن‌ها روزی خواهی رفت.

  • آرایه‌های ادبی:

    • کنایه: «به زیر خاک رفتن» کنایه از مرگ و تدفین.

    • تشبیه: تشبیه سرنوشت «مخاطب» به سرنوشت «یاران» (مرگ حتمی).

بیت ۱۴: رخی کامد ز پیدایی چو خورشید / کنون در خاک شد پنهان دریغا

  • معنی: چهره‌ای که از شدت درخشش و آشکاری مانند خورشید می‌درخشید، اکنون در زیر خاک تیره پنهان گشته است.

  • آرایه‌های ادبی:

    • تشبیه: تشبیه «رخ» به «خورشید».

    • تضاد: تقابل میان «پیدایی» و «پنهان».

    • استعاره: «در خاک شدن» استعاره از مرگ.

بیت ۱۵: از آن لب‌های چون عناب دردا / وزان خط های چون ریحان دریغا

  • معنی: صد افسوس بر آن لب‌های سرخ (مانند عناب) و آن سبزه‌ی رُخسار و موهایِ لطیف (مانند ریحان) که همگی نابود شدند.

  • آرایه‌های ادبی:

    • تشبیه: تشبیه «لب» به «عناب» و «خط» (محاسن یا موی بناگوش) به «ریحان».

    • مراعات نظیر: تناسب میان «عناب» و «ریحان» (هر دو از رستنی‌ها).

بیت ۱۶: به یک تیغ اجل درج دهان را / نه پسته ماند و نه مرجان دریغا

  • معنی: با یک ضربتِ شمشیرِ مرگ، صدفِ دهان چنان در هم شکست که دیگر نه اثری از دندان‌های مرواریدگون (پسته) ماند و نه از لب‌های لعل‌فام (مرجان).

  • آرایه‌های ادبی:

    • اضافه استعاری: «تیغِ اجل» (مرگ به شمشیری تشبیه شده که حیات را قطع می‌کند).

    • استعاره مصرحه: «درج» (صندوقچه) استعاره از دهان، «پسته» استعاره از دندان، و «مرجان» استعاره از لب.

بیت ۱۷: بتان ماه‌روی خوش‌سخن را / کجا شد آن لب و دندان دریغا

  • معنی: آن زیبارویانِ ماه‌پیکر که به شیرینی سخن می‌گفتند، اکنون کجا هستند و آن لب و دندانِ زیبا چه شد؟

  • آرایه‌های ادبی:

    • استعاره: «بت» استعاره از معشوق و زیبارو.

    • تشبیه ترکیبی: «ماه‌روی» (رویِ مانند ماه).

    • استفهام انکاری (یا تقریری): پرسش از سرنوشت گذشتگان برای تأکید بر نابودی جسم.

بیت ۱۸: زنخدان‌ها چو بر خواهند بستن / زنخدان را ز نخ می‌دان دریغا

  • معنی: آن‌گاه که (در وقت مرگ) چانه‌ را با پارچه می‌بندند، بدان که آن چانه‌ی زیبا (سیب زنخدان) در حقیقت چیزی جز یک رشته نخ (فناپذیری) نبوده است.

  • آرایه‌های ادبی:

    • جناس تام/اشتقاق: بازی لفظی میان «زنخدان» (چانه) و «ز نخ دان» (آن را از نخ بدان).

    • ایهام: واژه‌ی «نخ» هم به پارچه‌ی کفن اشاره دارد و هم به ناچیزیِ زیبایی دنیوی.

بیت ۱۹: بسا شخصا که از تب ریخت در خاک / شد از تبریز با کرمان دریغا

  • معنی: چه بسیار افرادی که بر اثر بیماری و تب جان باختند و از گرمایِ زندگی (تبریز) به سردی و دوریِ گور (کرمان) منتقل شدند.

  • آرایه‌های ادبی:

    • مراعات نظیر: ذکر نام دو شهر «تبریز» و «کرمان».

    • کنایه: «در خاک ریختن» کنایه از فروپاشی جسم و مرگ.

    • ایهام: استفاده از نام تبریز برای تداعی «تب» و سوزشِ بیماری.

بیت ۲۰: بسا ایوان که بر کیوانش بردند / کجا شد آنهمه ایوان دریغا

  • معنی: چه بسیار کاخ‌ها و ایوان‌های بلند که سقفشان را تا فلکِ هفتم (ستاره کیوان) افراشته بودند، اما اکنون همه‌ی آن‌ها نابود شده‌اند؛ کجا رفتند آن بناهای عظیم؟

  • آرایه‌های ادبی:

    • جناس: میان «ایوان» و «کیوان».

    • اغراق: بردنِ ایوان بر سرِ کیوان (نهایت بلندی بنا).

    • استفهام انکاری: پرسش برای بیان نابودی آثارِ تمدن و قدرت‌های مادی.

بیت ۲۱: بسا قصرا که چون فردوس کردند / کنون شد کلبهٔ احزان دریغا

  • معنی: چه بسیار قصرهایی که با شکوهی همانند بهشت ساخته شدند، اما اکنون (با مرگ صاحبانشان) به ویرانه‌ای غم‌بار و خانه‌ی اندوه تبدیل گشته‌اند.

  • آرایه‌های ادبی:

    • تشبیه: تشبیه «قصر» به «فردوس» (بهشت).

    • تلمیح: اشاره به «کلبه‌ی احزان» (خانه‌ی غم‌های حضرت یعقوب در فراق یوسف).

    • تضاد: تقابل میان «فردوس» (نماد شادی و شکوه) و «کلبه‌ی احزان» (نماد غم و ویرانی).

بیت ۲۲: درین غم‌خانه هر یوسف که دیدی / لحد بر جمله شد زندان دریغا

  • معنی: در این دنیا که خانه‌ی غم است، هر انسان زیبارو و ارزشمندی (مانند یوسف) که مشاهده کردی، سرانجام سنگ لحد و گور برای او مانند زندان شد.

  • آرایه‌های ادبی:

    • استعاره مصرحه: «یوسف» استعاره از انسان‌های عزیز و زیبارو.

    • استعاره: «غم‌خانه» استعاره از دنیا.

    • تلمیح: اشاره به داستان حضرت یوسف و زندانی شدن او.

بیت ۲۳: چو یکسان است آنجا ترک و تاجیک / هم از ایران هم از توران دریغا

  • معنی: در پیشگاه مرگ و در درون گور، هیچ تفاوتی میان نژادها و ملیت‌ها نیست؛ ترک و تاجیک یا ایرانی و تورانی، همگی با هم برابرند.

  • آرایه‌های ادبی:

    • مراعات نظیر: تناسب میان «ایران، توران، ترک، تاجیک».

    • تضاد/کنایه: بیانِ «یکسان بودن» کنایه از عدالتِ مطلقِ مرگ و نفی برتری‌های نژادی.

بیت ۲۴: تو خواه از روم باش و خواه از چین / نه قیصر ماند و نه خاقان دریغا

  • معنی: فرقی نمی‌کند که از سرزمین روم باشی یا چین؛ چرا که نه پادشاه روم (قیصر) جاویدان ماند و نه امپراتور چین (خاقان).

  • آرایه‌های ادبی:

    • مراعات نظیر: تناسب میان «روم/قیصر» و «چین/خاقان».

    • لف و نشر مرتب: روم به قیصر و چین به خاقان بازمی‌گردد.

بیت ۲۵: ز افریدون و از جمشید دردا / ز کیخسرو ز نوشروان دریغا

  • معنی: صد افسوس و درد که پادشاهان با عظمت ایران باستان همچون فریدون، جمشید، کیخسرو و انوشیروان، همگی طعم مرگ را چشیدند و رفتند.

  • آرایه‌های ادبی:

    • تلمیح: اشاره به پادشاهان اساطیری و تاریخی ایران در شاهنامه و تاریخ.

    • مراعات نظیر: ذکر نام‌های پادشاهان در کنار هم.

بیت ۲۶: هزاران گونه دستان داشت بلبل / نبودش سود یک دستان دریغا

  • معنی: بلبل هزاران آواز و نغمه (یا حیله و ترفند) بلد بود، اما هنگام مرگ، حتی یکی از آن ترفندها و آوازها به کارش نیامد و او را نجات نداد.

  • آرایه‌های ادبی:

    • جناس تام: میان «دستان» اول (به معنی نغمه و آواز) و «دستان» دوم (به معنی فریب و حیله).

    • تشخیص: نسبت دادن داشتنِ حیله و ترفند به بلبل.

بیت ۲۷: پس از وصلی که همچون باد بگذشت / درآمد این غم هجران دریغا

  • معنی: پس از دورانِ کوتاه زندگی و وصال که به سرعتِ باد سپری شد، اکنون دورانِ طولانی و جان‌کاهِ مرگ و جدایی فرا رسیده است.

  • آرایه‌های ادبی:

    • تشبیه: تشبیه سرعتِ گذرِ عمر (وصل) به «باد».

    • تضاد: تقابل میان «وصل» و «هجران».

بیت ۲۸: ز مال و ملک این عالم تمام است / تو را یک لقمه چون لقمان دریغا

  • معنی: از تمام ثروت و دارایی این جهان، سهم واقعی تو تنها به اندازه‌ی یک لقمه برای گذران زندگی است، همان‌طور که لقمان حکیم به اندک قانع بود.

  • آرایه‌های ادبی:

    • تلمیح: اشاره به قناعت و حکمت حضرت لقمان.

    • جناس ناقص: میان «لقمه» و «لقمان».

بیت ۲۹: برای نان چه ریزی آب رویت / که آتش بهتر از این نان دریغا

  • معنی: چرا برای به دست آوردن روزی و نان، عزت نفس و آبروی خود را از بین می‌بری؟ بدان که سوختن در آتش بسی بهتر از خوردن نانی است که با بی‌آبرویی به دست آید.

  • آرایه‌های ادبی:

    • کنایه: «آب رو ریختن» کنایه از دست دادنِ عزت و خواری.

    • تضاد: تقابل میان «آتش» و «نان».

    • استفهام انکاری: پرسش برای ملامت و سرزنشِ طمع‌کاری.

بیت ۳۰: تو را تا جان بود نان کم نیاید / چه باید کند چندین جان دریغا

  • معنی: تا زمانی که جان در بدن داری، روزیِ تو نیز خواهد رسید؛ پس چرا باید برای به دست آوردنِ نان، این‌گونه جان و روح خود را فرسوده و تباه کنی؟

  • آرایه‌های ادبی:

    • تضاد/جناس ناقص: میان «جان» و «نان».

    • استفهام انکاری: زیر سؤال بردنِ حرص و طمعِ بیش از حد برای امور دنیوی.

بیت ۳۱: خداوندا همه عمر عزیزم / به جهل آورده‌ام به زیان دریغا

  • معنی: پروردگارا، تمام عمر گران‌بهای خود را در نادانی سپری کردم و با این کار، سرمایه‌ی زندگی‌ام را به زیان و خسارت دادم.

  • آرایه‌های ادبی:

    • تضاد: تقابل میان «عزیز» (ارزشمند) و «زیان» (خسارت).

    • منادا: واژه‌ی «خداوندا» برای استغاثه.

بیت ۳۲: اگرچه بس سپیدم می‌شود موی / سیه می‌گرددم دیوان دریغا

  • معنی: اگرچه با گذشت زمان و پیری، موهای من سپید گشته است، اما نامه‌ی اعمالم از کثرت گناهان همچنان سیاه است.

  • آرایه‌های ادبی:

    • تضاد: تقابل میان رنگ «سپید» و «سیه».

    • کنایه: «سپید شدن موی» کنایه از پیری؛ «سیه شدن دیوان» کنایه از گناهکاری و تبه‌کاری.

    • مراعات نظیر: تناسب میان رنگ‌ها.

بیت ۳۳: چو دوران جوانی رفت چون باد / بسی گفتم درین دوران دریغا

  • معنی: هنگامی که روزگار جوانی با سرعتِ باد سپری شد، در این ایامِ پس از آن، بسیار افسوس خوردم و حسرت بر دل داشتم.

  • آرایه‌های ادبی:

    • تشبیه: تشبیه سرعت گذر «دوران جوانی» به «باد».

    • تکرار: واژه‌ی «دوران» برای تأکید بر گذارِ زمان.

بیت ۳۴: نشد معلوم من جز آخر عمر / که کردم عمر خود تاوان دریغا

  • معنی: تنها در پایان زندگی برایم روشن گشت که تمام عمرم را به عنوان جریمه و خسارتِ نادانی‌هایم از دست داده‌ام.

  • آرایه‌های ادبی:

    • کنایه: «تاوان کردن عمر» کنایه از هدر دادن زندگی و به دست نیاوردن مقصود حقیقی.

    • تکرار: واژه‌ی «عمر».

بیت ۳۵: مرا گر عمر بایستی خریدن / تلف کی کردمی زین‌سان دریغا

  • معنی: اگر مجبور بودم عمر را با بهایی سنگین خریداری کنم، هرگز این‌گونه آن را بیهوده هدر نمی‌دادم.

  • آرایه‌های ادبی:

    • استفهام انکاری: «کی کردمی» به معنای «هرگز نمی‌کردم».

    • تضاد: تقابل میان «خریدن» و «تلف کردن».

بیت ۳۶: بسی عطار را درد و دریغ است / که او را هست جای آن دریغا

  • معنی: عطار (شاعر) سرشار از درد و افسوس است و برای او که عمری را سپری کرده، اکنون زمانِ چنین اندوه و پشیمانی است.

  • آرایه‌های ادبی:

    • تخلص: آوردن نام «عطار» در پایان غزل.

    • تأکید: تکرار واژه‌ی «دریغ» و «دریغا» برای بیان اوج تأسف.

بیت ۳۷: خدایا چون گناهم کرد ناقص / نهادم روی در نقصان دریغا

  • معنی: خدایا، از آنجا که بارِ گناهانم وجود مرا ناقص و معیوب کرد، اکنون با تمام وجود به سوی نقص و کاستی کشیده شده‌ام.

  • آرایه‌های ادبی:

    • اشتقاق: هم‌ریشه بودن «ناقص» و «نقصان».

    • کنایه: «روی نهادن در چیزی» کنایه از دچار شدن یا رو آوردن به آن.

بیت ۳۸: اگر کرد این گدا بر جهل کاری / از آن غم کرد صدچندان دریغا

  • معنی: اگر این بنده‌ی ناچیز (شاعر) از روی نادانی خطایی انجام داد، اکنون صد برابرِ آن خطا، دچار اندوه و پشیمانی شده است.

  • آرایه‌های ادبی:

    • استعاره: «گدا» استعاره از خودِ شاعر در مقام تواضع به درگاه الهی.

    • اغراق: «صدچندان» برای بیان بزرگیِ اندوه.

بیت ۳۹: تو عفوش کن که گر عفوت نباشد / فرو ماند به صد خذلان دریغا

  • معنی: پروردگارا، او را ببخشای؛ چرا که اگر بخشش تو شامل حالش نشود، در میان صدها خواری و بدبختی درمانده خواهد ماند.

  • آرایه‌های ادبی:

    • تکرار: واژه‌ی «عفو».

    • کنایه: «فرو ماندن» کنایه از بیچارگی و بن‌بستِ وجودی.

    • اغراق: «صد خذلان».


مضامین و درون‌مایه‌های اصلی

  • بی‌ثباتی و زوال دنیا: تأکید بر این‌که هیچ‌کس در این جهان ماندگار نیست.

  • مرگ‌شناسی (یاد مرگ): دعوت به عبرت گرفتن از سرنوشت گذشتگان و ساکنان گورستان.

  • حیرت و سرگشتگی: سردرگمی انسان (و حتی افلاک) در درک فلسفه هستی و سختی مسیر کمال.

  • حسرت و دریغ: افسوس بر عمرِ تلف شده و فرصت‌های از دست رفته.

  • برابری در مرگ: هم‌ترازیِ شاه و گدا (قیصر و خاقان) در پیشگاه اجل.

قسمت نظرات برای این شعر غیر فعال است.
هدیه دادن شعر «ندارد درد من درمان دریغا»

یکی از دوستان خود را برای خواندن این شعر زیبا دعوت کنید.

شما هنوز کسی را دنبال نکرده‌اید یا دنبال‌کننده‌ای ندارید.

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید