جلالالدین محمد...
مولانا
دنبال کننده 14
عتاب کردن آتش را ، آن پادشاه جهود
وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن
بحر: رمل مسدّس محذوف
آدرس شعر : مثنوی معنوی مولوی دفتر اول ابیات 823 تا 853
حکایت پادشاه جهود دیگر که در هلاکت دین عیسی سعی نمود
بیت ۱: رو به آتش کرد شه ، کای تندخو / آن جهانسوز طبیعی خوت کو ؟
قافیه: تندخو / خوت
ردیف: ندارد
آرایه: تشخیص (خطاب به آتش)، مراعات نظیر (آتش، تندخو، جهانسوز).
معنی: پادشاه رو به آتش کرد و گفت: ای سرکش و تندخو، آن خصلت و خوی طبیعی تو که جهان را میسوزاند کجاست؟
بیت ۲: چون نمی سوزی ؟ چه شد خاصیتت ؟ / یا ز بخت ما دگر شد نیتت ؟
قافیه: خاصیت / نیت
ردیف: ـَت
معنی: چرا نمیسوزانی؟ چه بر سر خاصیت ذاتیات آمده؟ یا به سبب شومیِ بخت ما، قصد و ارادهات دگرگون شده است؟
بیت ۳: می نبخشایی تو بر آتش پرست / آنکه نپرستد تو را او چون برست ؟
قافیه: پرست / رست
ردیف: ندارد
آرایه: تضاد (پرست / نپرستد).
معنی: تو حتی بر کسی که آتشپرست است رحم نمیکنی؛ پس چگونه کسی که تو را هرگز نمیپرستید، از دستت رهایی یافت؟
بیت ۴: هرگز ای آتش ! تو صابر نیستی / چون نسوزی ؟ چیست قادر نیستی ؟
قافیه: صابر / قادر
ردیف: نیستی
معنی: ای آتش، تو هرگز در برابر نسوزاندن خویشتندار و صبور نبودهای؛ چرا نمیسوزانی؟ چه شده، آیا دیگر توانایی سوزاندن نداری؟
بیت ۵: چشم بند است این عجب یا هوش بندی / چون نسوزد آتش افروز بلند ؟
قافیه: هوشبندی / بلندی (یا هوشبند / بلند)
ردیف: ندارد
معنی: شگفتا، آیا این واقعه شعبده و چشمبندی است یا عقلها مدهوش شدهاند؟ چگونه ممکن است چنین آتش شعلهور و سرکشی نسوزاند؟
بیت ۶: جادوی کردت کسی یا سیمیاست ؟ / یا خلاف طبع تو از بخت ماست ؟
قافیه: سیمیاست / ماست
ردیف: ندارد
آرایه: مراعات نظیر (جادو، سیمیا).
معنی: آیا کسی تو را سحر کرده یا این فریبِ سیمیاست؟ یا اینکه سرپیچی از طبع سوزانندهات ناشی از بداقبالی ماست؟
بیت ۷: گفت آتش : من همانم ، آتشم / اندر آ ، تا تو ببینی تابشم
قافیه: آتشم / تابشم
ردیف: ندارد
آرایه: تشخیص (سخن گفتن آتش)، جناس اشتقاق (آتش، آتشم).
معنی: آتش پاسخ داد: من همان آتشم و تغییری نکردهام؛ درون من درآ تا سوزش و گرمایم را با چشم خود ببینی.
بیت ۸: طبع من دیگر نگشت و عنصرم / تیغ حقم ، هم به دستوری برم
قافیه: عنصرم / بُرَم
ردیف: ندارد
آرایه: تشبیه بلیغ (آتش خود را «تیغ حق» نامیده)، کنایه («به دستوری بریدن» کنایه از عمل کردن صرفاً با اجازه و فرمان خدا).
معنی: نه سرشت من دگرگون شده و نه عنصرم تغییر کرده است؛ من شمشیر خداوند هستم و تنها با اذن و فرمان او میبرم و اثر میگذارم.
بیت ۹: بر در خرگه ، سگان ترکمان / چاپلوسی کرده پیش میهمان
قافیه: ترکمان / میهمان
ردیف: ندارد
معنی: سگهای سراپردهٔ بادیهنشینان ترکمن، بر درگاه خیمه در برابر مهمان آشنا فروتنی و مهربانی نشان میدهند.
بیت ۱۰: ور به خرگه بگذرد بیگانه رو / حمله بیند از سگان ، شیرانه او
قافیه: رو / او
ردیف: ندارد
آرایه: تشبیه («شیرانه» تشبیه حملهٔ سگان به شجاعت و درندگی شیر).
معنی: اما اگر فرد بیگانه و ناآشنایی از نزدیکی خیمه بگذرد، سگها با هیبتی شیرمانند به او هجوم میآورند.
بیت ۱۱: من ز سگ کم نیستم در بندگی / کم ز ترکی نیست حق ، در زندگی
قافیه: بندگی / زندگی
ردیف: ندارد
آرایه: تمثیل و قیاس اولویت (مقایسه فرمانبرداری عناصر با وفاداری سگ به صاحبش).
معنی: من در اطاعت و بندگی از سگِ پاسبان کمتر نیستم، و جایگاه خداوند نیز در فرمانروایی بر هستی هرگز از آن خیمهنشین کمتر نیست.
بیت ۱۲: آتش طبعت اگر غمگین کند / سوزش از امر ملیک دین کند
قافیه: غمگین / دین
ردیف: کند
آرایه: استعاره مکنیه («آتش طبع» استعاره از حرارت خشم، هواهای نفسانی و مزاج آدمی).
معنی: اگر حرارت سرشت و هواهای نفسانیات تو را اندوهگین میسازد، بدان که سوزش و اثرگذاری آن به فرمان پروردگار است.
بیت ۱۳: آتش طبعت اگر شادی دهد / اندرو شادی ، ملیک دین نهد
قافیه: دهد / نهد
ردیف: ندارد
آرایه: جناس ناقص اختلافی (دهد / نهد).
معنی: و اگر همان حرارتِ طبع به تو نشاط و شادمانی میبخشد، آن شادی را نیز پادشاه هستی در آن به ودیعه نهاده است.
بیت ۱۴: چون که غم بینی ، تو استغفار کن / غم به امر خالق ، آمد کارکن
قافیه: استغفار / کار
ردیف: کن
معنی: هر زمان که به اندوه گرفتار شدی توبه و آمرزشطلبی کن؛ چرا که غم نیز مأموری از سوی پروردگار است که به فرمان او عمل میکند.
بیت ۱۵: چون بخواهد ، عین غم ، شادی شود / عین بند پای ، آزادی شود
قافیه: شادی / آزادی
ردیف: شود
آرایه: تضاد (غم / شادی، بند / آزادی).
معنی: هرگاه خداوند بخواهد، همان مایهٔ اندوه به شادی بدل میشود و همان زنجیر و اسارت، سرچشمهٔ رهایی و آزادی میگردد.
بیت ۱۶: باد و خاک و آب و آتش بنده اند / با من و تو مرده ، با حق زنده اند
قافیه: بنده / زنده
ردیف: اند
آرایه: مراعات نظیر (عناصر چهارگانه: باد، خاک، آب، آتش)، تضاد (مرده / زنده).
معنی: عناصر چهارگانه طبیعت همگی بندگان گوشبهفرمان حق هستند؛ در نگاه ظاهربینِ ما جماد و بیجان به نظر میرسند، اما در پیشگاه خدا سراپا زنده و هشیارند.
بیت ۱۷: پیش حق ، آتش همیشه در قیام / همچو عاشق ، روز و شب ، پیچان مدام
قافیه: قیام / مدام
ردیف: ندارد
آرایه: تشبیه (تشبیه پیچ و تاب شعلههای آتش به عاشق بیقرار)، مراعات نظیر (روز، شب).
معنی: آتش در پیشگاه خداوند پیوسته در حال بندگی و فرمانبرداری ایستاده است، و مانند عاشقی شیدا، شب و روز در تبوتاب و پیچش است.
بیت ۱۸: سنگ ، بر آهن زنی ، بیرون جهد / هم به امر حق ، قدم بیرون نهد
قافیه: جهد / نهد
ردیف: ندارد
آرایه: تشخیص (قدم بیرون نهادن جرقه)، جناس ناقص (جهد / نهد).
معنی: هنگامی که سنگ را بر آهن میکوبی جرقهای میجهد؛ اما بدان که آن جرقه نیز تنها به فرمان خدا به عرصهٔ پدیداری گام میگذارد.
بیت ۱۹: آهن و سنگ ستم بر هم مزن / کین دو می زایند همچون مرد و زن
قافیه: مزن / زن
ردیف: ندارد
آرایه: جناس تام (مزن / زن)، تشبیه (تشبیه تقابل سنگ و آهن ستم به زایش زن و مرد)، اضافه استعاری (سنگ و آهن ستم).
معنی: ابزار ستمگری را بر یکدیگر مکوب؛ زیرا برخورد این اسباب ظالمانه همانند زن و مرد، فرزندی از جنس فتنه و آتش میزاید.
بیت ۲۰: سنگ و آهن خود سبب آمد ، ولیک / تو به بالاتر نگر ، ای مرد نیک
قافیه: ولیک / نیک
ردیف: ندارد
معنی: سنگ و آهن فینفسه وسیله و سببِ پیدایش جرقهاند، اما ای انسان نیکاندیش، به مراتب بالاتر و دست پنهان قدرت الهی بنگر.
بیت ۲۱: کین سبب را آن سبب آورد پیش / بی سبب کی شد سبب هرگز ز خویش ؟
قافیه: پیش / خویش
ردیف: ندارد
آرایه: تکرار (سبب).
معنی: بدان که این علتهای مادی را آن مسبّبالاسباب حقیقی پدید آورده است؛ هیچ سببی هرگز خودبهخود و بدون مبدأ به وجود نمیآید.
بیت ۲۲: و آن سبب ها کانبیا را رهبر است / آن سبب ها ، زین سبب ها برتر است
قافیه: رهبر / برتر
ردیف: است
معنی: آن پیوندها و علتهای غیبی که راهنمای پیامبران است، بسیار والاتر و نیرومندتر از علل مادی و محسوس این جهان است.
بیت ۲۳: این سبب ها را ، آن سبب عامل کند / باز گاهی بی بر و عاطل کند
قافیه: عامل / عاطل
ردیف: کند
آرایه: جناس ناقص شبهاشتقاق (عامل / عاطل)، تضاد معنایی (اثر بخشیدن / بیاثر ساختن).
معنی: اراده و سببسازی خداوند است که به این اسباب طبیعی کارایی میبخشد، و هم اوست که گاه اثر آنها را باطل و بیحاصل میسازد.
بیت ۲۴: این سبب را محرم آمد عقل ها / و آن سبب ها راست محرم انبیا
قافیه: عقلها / انبیا
ردیف: ندارد
معنی: خردِ جزویِ انسانها تنها اسباب و قوانین ظاهری طبیعت را میشناسد، اما محرم و شناسای علل باطنی و غیبی، تنها پیامبران و واصلان حقاند.
بیت ۲۵: این سبب چه بود ؟ به تازی گو رسن / اندرین چه ، این رسن آمد به فن
قافیه: رسن / فن
ردیف: ندارد
آرایه: استعاره مصرحه («رسن» استعاره از سلسله اسباب، «چه» استعاره از چاه طبیعت و جهان مادی).
معنی: سبب چیست؟ در زبان عربی به آن ریسمان میگویند؛ در چاهِ این عالم، این ریسمان با حکمت و مهارت به کار بسته شده است.
بیت ۲۶: گردش چرخه ، رسن را علت است / چرخه گردان را ندیدن ، زلت است
قافیه: علت / زلت
ردیف: است
آرایه: جناس ناقص اختلافی (علت / زلت)، تمثیل (چرخ چاه آب برای تقریب ذهن به موضوع علیت).
معنی: حرکت چرخْ سبب بالا و پایین رفتن ریسمان است؛ اما چشم دوختن به طناب و غفلت از دستی که چرخ را میگرداند، خطا و گمراهی بزرگی است.
بیت ۲۷: این رسن های سبب ها در جهان / هان و هان ، زین چرخ سرگردان مدان
قافیه: جهان / مدان
ردیف: ندارد
آرایه: کنایه («چرخ سرگردان» کنایه از گردش کور فلک و روزگار).
معنی: هشدار که مبادا این رشتههای سببساز در عالم را ناشی از گردش تصادفی فلک و روزگار بیخبر بدانی.
بیت ۲۸: تا نمانی صفر و سرگردان چو چرخ / تا نسوزی تو ز بی مغزی چو مرخ
قافیه: چرخ / مَرخ
ردیف: ندارد
آرایه: تشبیه (تشبیه به فلک در سرگشتگی و پوچی، و تشبیه به چوب مرخ در تهیمغزی و آمادگی سوختن)، تلمیح (اشاره به درخت مَرخ که از اصطکاک آن با عفار آتش برمیخیزد).
معنی: تا مانند فلک سرگردان و تهی نمانی، و از بیخردی مانند چوب درخت مرخ که مغز ندارد، در آتش جهالت نسوزی.
بیت ۲۹: باد ، آتش می شود از امر حق / هر دو سرمست آمدند از خمر حق
قافیه: امر / خمر
ردیف: حق
آرایه: جناس ناقص اختلافی (امر / خمر)، استعاره مصرحه («خمر حق» استعاره از بادهٔ اراده و خواست الهی).
معنی: باد به فرمان خداوند آتش را شعلهور میسازد؛ چرا که هر دو عنصر از بادهٔ فرمانروایی و مشیت الهی سرمست و مطیعاند.
بیت ۳۰: آب حلم و آتش خشم ، ای پسر / هم ز حق بینی ، چو بگشایی بصر
قافیه: پسر / بصر
ردیف: ندارد
آرایه: اضافه تشبیهی (آب حلم، آتش خشم)، تقابل (آب / آتش، حلم / خشم).
معنی: ای فرزند، اگر چشم بصیرت بگشایی، درمییابی که خنکای بردباری و سوزندگی خشم نیز هر دو تجلی اراده و قدرت پروردگار است.
بیت ۳۱: گر نبودی واقف از حق ، جان باد / فرق ، کی کردی میان قوم عاد ؟
قافیه: باد / عاد
ردیف: ندارد
آرایه: تلمیح (اشاره به طوفان تندباد صرصر و مجازات قوم عاد در کنار نجات هود پیامبر و یارانش)، تشخیص (قائل شدن جان و آگاهی برای باد).
معنی: اگر حقیقت و جانِ باد از جانب خداوند آگاه و مأمور نبود، چگونه میتوانست میان کافران قوم عاد و مؤمنان تفاوت بگذارد و تنها تباهکاران را نابود سازد؟