جلالالدین محمد...
مولانا
دنبال کننده 14
باز ترجیح نهادن نخچیران ، توکل را بر جهد
وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن
بحر: رمل مسدّس محذوف
مثنوی معنوی مولوی دفتر اول ابیات 948 تا 955
نام حکایت : نخچیران و شیر
بخش : ۷ از 34
بیت ۱: جمله با وی بانگ ها برداشتند / کان حریصان که سبب ها کاشتند
قافیه: برداشتند / کاشتند
ردیف: ندارد
آرایه: استعاره مکنیه («سببها کاشتن» استعاره از به کار بستن تدابیر و اسباب ظاهری)، جناس ناقص (برداشتند / کاشتند).
معنی: همگی جانوران در پاسخ شیر بانگ برآوردند و گفتند: پس آن آزمندان و حریصانی که در مزرعهٔ دنیا اسباب و تدابیر گوناگون کاشتند...
بیت ۲: صد هزار اندر هزار از مرد و زن / پس چرا محروم ماندند از زمن ؟
قافیه: زن / زمن
ردیف: ندارد
آرایه: اغراق (صد هزار اندر هزار)، جناس ناقص اختلافی (زن / زمن).
معنی: ...پس چرا صدها هزار مرد و زن با وجود تمام تلاشها و دویدنها، از گردش روزگار و بهرهٔ زندگی ناکام و محروم ماندند؟
بیت ۳: صد هزاران قرن ز آغاز جهان / همچو اژدرها ، گشاده صد دهان
قافیه: جهان / دهان
ردیف: ندارد
آرایه: تشبیه (تشبیه حریصان به اژدها)، اغراق و کنایه («صد دهان گشادن» کنایه از طمع سیریناپذیر و آزِ بیکران).
معنی: صدها هزار قرن از آغاز خلقت گذشت و مردمان در طلب رزق و روزی، همچون اژدهایی آزمند، صد دهانِ طمع گشودند (اما سیراب نشدند).
بیت ۴: مکرها کردند آن دانا گروه / که ز بن ، برکنده شد آن مکر ، کوه
قافیه: گروه / کوه
ردیف: ندارد
آرایه: اغراق (از ریشه کنده شدن کوه با مکر و تدبیر بشر).
معنی: آن گروه خردمند و اهل حیلت، چنان مکرها و چارهاندیشیهای شگفتی به کار بستند که از نیروی آن تدابیر، کوهها از جای کنده میشد.
بیت ۵: کرد وصف مکرهاشان ذوالجلال / لتزول منه اقلال الجبال
قافیه: ذوالجلال / الجبال
ردیف: ندارد
آرایه: تضمین و تلمیح (اشاره به آیه ۴۶ سوره ابراهیم: «وَإِنْ كَانَ مَكْرُهُمْ لِتَزُولَ مِنْهُ الْجِبَالُ»).
معنی: خداوند صاحبجلال و عظمت نیز نیرنگهای آنان را در قرآن اینگونه وصف فرمود که از شدت مکرشان، قلههای کوه تاب ایستادگی ندارند و فرو میریزند.
بیت ۶: جز که آن قسمت که رفت اندر ازل / روی ننمود از شکار و از عمل
قافیه: ازل / عمل
ردیف: ندارد
آرایه: کنایه («روی ننمودن» کنایه از حاصل نشدن، پدیدار نگشتن و نتیجه ندادن).
معنی: اما در نهایت، از تمام صیادیها، کارها و دوندگیهایشان، فراتر از همان سهم و قسمتی که در ازل مقدر شده بود، چیزی عایدشان نگشت.
بیت ۷: جمله افتادند از تدبیر و کار / ماند کار و حکم های کردگار
قافیه: کار / کردگار
ردیف: ندارد
آرایه: تکرار و اشتقاق (کار / کردگار)، تقابل معنایی (عجزِ تدبیر بشر در برابر ثباتِ ارادهٔ حق).
معنی: سرانجام تمام اسباب و نقشههای بشری فروریخت و از کار افتاد، و تنها خواست، تدبیر و فرامین پروردگار جهان پایدار ماند.
بیت ۸: کسب ، جز نامی مدان ای نامدار / جهد ، جز وهمی مپندار ای عیار
قافیه: نامدار / عیار
ردیف: ندارد
آرایه: موازنه، اسلوب حصر («کسب جز نامی مدان»، «جهد جز وهمی مپندار»)، اشتقاق (نام / نامدار).
معنی: پس ای انسان سرشناس، کار و کسب را تنها یک نام و بهانهٔ ظاهری بدان؛ و ای فرد چالاک و زیرک، کوشش و دستوپا زدن آدمی را در برابر قضا و قدر، توهمی بیش ندان.