جلالالدین محمد...
مولانا
دنبال کننده 14
پرسیدن شیر سبب پا واپس کشیدن خرگوش را
وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن
بحر: رمل مسدّس محذوف
مثنوی معنوی مولوی دفتر اول ابیات 1296 تا 1303
نام حکایت : نخچیران و شیر
بخش : 30 از 34
بیت ۱: شیر گُفتَش : تو زِ اسبابِ مَرَض / این سبب گو خاص ، کینَستَم غَرَض
قافیه: مَرَض / غَرَض
ردیف: ندارد
معنی: شیر به او گفت: از میان علل گوناگون این بیماری و ترس، تنها علت ویژه و اصلی را بازگو؛ چرا که مقصود و خواستهٔ من دانستن همین انگیزهٔ خاص است.
بیت ۲: گفت : آن شیر اَندَرین چَه ساکن است / اَندَرین قَلعَه زِ آفات ایمن است
قافیه: ساکِن / ایمِن
ردیف: است
آرایه: استعاره مصرحه («قلعه» استعاره از چاه ژرف، نفوذناپذیر و امن).
معنی: خرگوش گفت: آن شیرِ هماورد در درون همین چاه منزل گزیده است و در این دژ استوار از هرگونه آسیب و گزندی در امان است.
بیت ۳: قَعرِ چَه بُگزید هَر کِهعَقل است / ز آنکه در خلوت صَفاهایِ دل است («هر کِهعقل است» در نسخ بهصورت «هر کو عاقل است» نیز ضبط شده است)
قافیه: عاقل (یا عقل) / دل
ردیف: است
آرایه: تمثیل و تناقضنما (برگزیدن قعر تاریک چاه به عنوان نماد عزلتنشینی و خلوت عارفانه برای دستیابی به روشنایی و صفای باطن).
معنی: هر کسی که بهرهای از خرد و فرزانگی دارد، قعر چاه (گوشهگیری و انزوا) را برمیگزیند؛ زیرا زلالی، صفا و روشناییِ دل تنها در خلوت و دوری از غوغای جهان حاصل میشود.
بیت ۴: ظُلمَتِ چَه ، بِه که ظُلمَتهایِ خَلق / سَر نَبُرد آن کس که گیرد پایِ خَلق
قافیه: [های] / پای
ردیف: خَلق
آرایه: ارسالالمثل («سر نبرد آن کس که گیرد پای خلق»)، تضاد (سر / پای، تاریکی چاه / تاریکیهای خلق).
معنی: تاریکیِ قعر چاه از تاریکیها و کدورتهای همنشینی با مردمان بهتر است؛ کسی که به دنبالهروی و خشنودیِ خلق دل ببندد، هرگز به سلامت به مقصد نخواهد رسید.
بیت ۵: گفت : پیش آ ، زَخم ، او را قاهِر است / تو ببین کان شیر در چَه حاضِر است ؟
قافیه: قاهِر / حاضِر
ردیف: است
معنی: شیر گفت: جلوتر بیا، ضربت و زخم چنگال من بر او غالب و کوبنده خواهد بود؛ تو فقط پیش بیا و ببین آیا آن شیر هماکنون درون چاه هست؟
بیت ۶: گفت : من سوزیدهام ز آن آتَشی / تو مگر اَندَر بَرِ خویشَم کَشی
قافیه: آتَشی / کَشی
ردیف: ندارد
آرایه: استعاره مصرحه («آتش» استعاره از هیبت، غضب و آسیب سهمگین شیر).
معنی: خرگوش گفت: من از آتشِ خشم و هیبت آن شیر گزند دیدهام و سراپایم هراسان است؛ مگر آنکه مرا در آغوش و پناه خود بگیری...
بیت ۷: تا به پشتِ تو من ای کانِ کَرَم / چشم بُگشایَم به چَه دَر بَنگَرَم
قافیه: کَرَم / بَنگَرَم
ردیف: ندارد
آرایه: استعاره مصرحه («کانِ کرم» استعاره از شیر مقتدر و حامی)، کنایه («به پشتِ کسی بودن» کنایه از تکیه بر حمایت و پناه گرفتن از قدرتی برتر).
معنی: ...تا در پناه پشتیبانی و قدرت تو، ای سرچشمهٔ جود و بخشندگی، چشم بگشایم و با آسودگی خاطر به درون چاه بنگرم.