جلال‌الدین محمد بلخی

جلال‌الدین محمد...

جلال‌الدین محمد بلخی

مولانا

دنبال کننده 14

صفحه شخصی
پرسیدن شیر سبب پا واپس کشیدن خرگوش را

پرسیدن شیر سبب پا واپس کشیدن خرگوش را

پرسیدن شیر سبب پا واپس کشیدن خرگوش را
1
شیر گُفتَش : تو زِ اسبابِ مَرَضاین سبب گو خاص ، کینَستَم غَرَض
2
گفت : آن شیر اَندَرین چَه ساکن استاَندَرین قَلعَه زِ آفات ایمن است
3
قَعرِ چَه بُگزید هَر کِه‌عَقل استز آنکه در خلوت صَفاهایِ دل است
4
ظُلمَتِ چَه ، بِه که ظُلمَت‌هایِ خَلقسَر نَبُرد آن کس که گیرد پایِ خَلق
5
گفت : پیش آ ، زَخم ، او را قاهِر استتو ببین کان شیر در چَه حاضِر است ؟
6
گفت : من سوزیده‌ام ز آن آتَشیتو مگر اَندَر بَرِ خویشَم کَشی
7
تا به پشتِ تو من ای کانِ کَرَمچشم بُگشایَم به چَه دَر بَنگَرَم
بر مبنای نسخه مُصَحَّحِ نیکلسون - نام حکایت : نخچیران و شیر : در مرغزاری سرسبز و دل‌انگیز که نسیمش عطر بهشت را با خود همراه داشت و شکوه منظره‌اش چشم آسمان را خیره می‌کرد، از هر شاخسار گلی چون ستاره می‌درخشید. جانوران بسیاری به لطف چراگاه‌های خرم و آب‌های گوارا در وفور نعمت روزگار می‌گذراندند، اما همسایگی شیری درنده، گوارایی این زندگی را در کامشان تلخ و آرامش را از آنان سلب کرده بود.روزی همگی گرد هم آمدند، نزد شیر رفتند و گفتند: «تو هر روز با رنج فراوان و تلاش بسیار، تنها یکی از ما را شکار می‌کنی؛ در این میان تو مدام در سختی و شکاری و جان ما پیوسته دستخوش وحشت و اضطراب. اکنون چاره‌ای اندیشیده‌ایم تا تو از این پس در آسودگی باشی و ما نیز به آرامش دست یابیم: پیمان می‌بندیم که هر روز بدون نیاز به صید و دوندگی، جیره و طعمه‌ای مشخص را خود به پیشگاهت بفرستیم...»
+
+
+

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن

بحر: رمل مسدّس محذوف

مثنوی معنوی مولوی دفتر اول ابیات 1296 تا 1303

نام حکایت : نخچیران و شیر

بخش : 30 از 34

بیت ۱: شیر گُفتَش : تو زِ اسبابِ مَرَض / این سبب گو خاص ، کینَستَم غَرَض

  • قافیه: مَرَض / غَرَض

  • ردیف: ندارد

  • معنی: شیر به او گفت: از میان علل گوناگون این بیماری و ترس، تنها علت ویژه و اصلی را بازگو؛ چرا که مقصود و خواستهٔ من دانستن همین انگیزهٔ خاص است.

بیت ۲: گفت : آن شیر اَندَرین چَه ساکن است / اَندَرین قَلعَه زِ آفات ایمن است

  • قافیه: ساکِن / ایمِن

  • ردیف: است

  • آرایه: استعاره مصرحه («قلعه» استعاره از چاه ژرف، نفوذناپذیر و امن).

  • معنی: خرگوش گفت: آن شیرِ هماورد در درون همین چاه منزل گزیده است و در این دژ استوار از هرگونه آسیب و گزندی در امان است.

بیت ۳: قَعرِ چَه بُگزید هَر کِه‌عَقل است / ز آنکه در خلوت صَفاهایِ دل است («هر کِه‌عقل است» در نسخ به‌صورت «هر کو عاقل است» نیز ضبط شده است)

  • قافیه: عاقل (یا عقل) / دل

  • ردیف: است

  • آرایه: تمثیل و تناقض‌نما (برگزیدن قعر تاریک چاه به عنوان نماد عزلت‌نشینی و خلوت عارفانه برای دستیابی به روشنایی و صفای باطن).

  • معنی: هر کسی که بهره‌ای از خرد و فرزانگی دارد، قعر چاه (گوشه‌گیری و انزوا) را برمی‌گزیند؛ زیرا زلالی، صفا و روشناییِ دل تنها در خلوت و دوری از غوغای جهان حاصل می‌شود.

بیت ۴: ظُلمَتِ چَه ، بِه که ظُلمَت‌هایِ خَلق / سَر نَبُرد آن کس که گیرد پایِ خَلق

  • قافیه: [های] / پای

  • ردیف: خَلق

  • آرایه: ارسال‌المثل («سر نبرد آن کس که گیرد پای خلق»)، تضاد (سر / پای، تاریکی چاه / تاریکی‌های خلق).

  • معنی: تاریکیِ قعر چاه از تاریکی‌ها و کدورت‌های همنشینی با مردمان بهتر است؛ کسی که به دنباله‌روی و خشنودیِ خلق دل ببندد، هرگز به سلامت به مقصد نخواهد رسید.

بیت ۵: گفت : پیش آ ، زَخم ، او را قاهِر است / تو ببین کان شیر در چَه حاضِر است ؟

  • قافیه: قاهِر / حاضِر

  • ردیف: است

  • معنی: شیر گفت: جلوتر بیا، ضربت و زخم چنگال من بر او غالب و کوبنده خواهد بود؛ تو فقط پیش بیا و ببین آیا آن شیر هم‌اکنون درون چاه هست؟

بیت ۶: گفت : من سوزیده‌ام ز آن آتَشی / تو مگر اَندَر بَرِ خویشَم کَشی

  • قافیه: آتَشی / کَشی

  • ردیف: ندارد

  • آرایه: استعاره مصرحه («آتش» استعاره از هیبت، غضب و آسیب سهمگین شیر).

  • معنی: خرگوش گفت: من از آتشِ خشم و هیبت آن شیر گزند دیده‌ام و سراپایم هراسان است؛ مگر آنکه مرا در آغوش و پناه خود بگیری...

بیت ۷: تا به پشتِ تو من ای کانِ کَرَم / چشم بُگشایَم به چَه دَر بَنگَرَم

  • قافیه: کَرَم / بَنگَرَم

  • ردیف: ندارد

  • آرایه: استعاره مصرحه («کانِ کرم» استعاره از شیر مقتدر و حامی)، کنایه («به پشتِ کسی بودن» کنایه از تکیه بر حمایت و پناه گرفتن از قدرتی برتر).

  • معنی: ...تا در پناه پشتیبانی و قدرت تو، ای سرچشمهٔ جود و بخشندگی، چشم بگشایم و با آسودگی خاطر به درون چاه بنگرم.

قسمت نظرات برای این شعر غیر فعال است.
خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید