جلالالدین محمد...
مولانا
دنبال کننده 14
جواب گفتن خرگوش نخچیران را
وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن
بحر: رمل مسدّس محذوف
مثنوی معنوی مولوی دفتر اول ابیات 971 تا 991
نام حکایت : نخچیران و شیر
بخش : ۱۲ از 34
بیت ۱: گفت : ای یاران مرا مهلت دهید / تا به مکرم از بلا بیرون جهید
قافیه: دَهید / جَهید
ردیف: ندارد
آرایه: جناس ناقص اختلافی (دَهید / جَهید).
معنی: خرگوش گفت: ای دوستان، به من اندکی فرصت دهید تا با چارهاندیشی و تدبیر من، همگی از این بلای جانکاه و چنگال شیر رهایی یابید.
بیت ۲: تا امان یابد به مکرم جانتان / ماند این میراث فرزندانتان
قافیه: جان / فرزندان
ردیف: ـِتان
معنی: تا به برکت تدبیر و هوش من جان شما در امان ماند، و این امنیت و نجات همچون میراثی ماندگار برای فرزندان و نسلهای آیندهتان بر جای بماند.
بیت ۳: هر پیمبر در میان امتان / همچنین تا مخلصی می خواندشان
قافیه: اُمَّتان / میخواندشان (اشتراک بر پایه هماهنگی «ـان»)
ردیف: ندارد
معنی: هر پیامبری نیز در میان قوم و امت خویش، دقیقاً اینگونه آنان را به سوی جایگاه امن، رهایی و جایگاه نجات فرامیخواند.
بیت ۴: کز فلک راه برون شو دیده بود / در نظر چون مردمک پیچیده بود
قافیه: دیده / پیچیده
ردیف: بود
آرایه: تشبیه (تشبیه راهبر و نجاتبخش به مردمک چشم)، مراعات نظیر (فلک، نظر، دیده، مردمک).
معنی: زیرا او راه خروج و عروج به سوی آسمان معنا را به چشم دل دیده بود، هرچند که در نگاه افراد ظاهربین، مانند مردمک چشم، خُرد، باریک و پیچیده مینمود.
بیت ۵: مردمش چون مردمک دیدند خرد / در بزرگی مردمک ، کس ره نبرد
قافیه: خُرد / بُرد (در «ره نبرد»)
ردیف: ندارد
آرایه: جناس شبهاشتقاق و ایهام (مردمش / مردمک)، تضاد (خُرد / بزرگی)، تمثیل (کوچکی ظاهری مردمک دیده در برابر احاطه و وسعت بینایی آن بر جهان).
معنی: مردمِ غافل او را به چشم تحقیر، کوچک و ناتوان پنداشتند؛ غافل از آنکه هیچکس به عظمت باطنی و وسعت بینش آن مردمک پی نبرد (که تمام جهان پهناور در آن منعکس میشود).