جلالالدین محمد...
مولانا
دنبال کننده 14
اعتراض نخچیران بر سخن خرگوش
وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن
بحر: رمل مسدّس محذوف
مثنوی معنوی مولوی دفتر اول ابیات 1005 تا 1007
نام حکایت : نخچیران و شیر
بخش : ۱۳ از 34
بیت ۱: قوم گفتندش که ای خر ، گوش دار / خویش را اندازه خرگوش دار
قافیه: گوش / خرگوش
ردیف: دار
آرایه: جناس مرکب / مفروق («خر، گوش» در برابر «خرگوش»)، کنایه («گوش داشتن» کنایه از شنیدن و توجه کردن؛ «خویش را اندازه خرگوش داشتن» کنایه از شناختن حد و اندازهٔ خود و پا از گلیم فراتر ننهادن).
معنی: نخچیران به تحقیر به او گفتند: ای نادان، خوب گوش فراده و بشنو؛ حد و اندازهٔ خودت را بشناس و متناسب با توان یک خرگوش رفتار کن (ادعایی فراتر از وجودت مکن).
بیت ۲: هین چه لاف است اینکه از تو بهتران / در نیاوردند اندر خاطر آن ؟
قافیه: بهتران / آن
ردیف: ندارد
آرایه: استفهام انکاری («هین چه لاف است...؟»)، کنایه («اندر خاطر نیاوردن» کنایه از تصور نکردن و حتی به ذهن خطور ندادن).
معنی: هان، این چه ادعای پوچ و لاف گزافی است که بر زبان میآوری؟ در حالی که حیواناتی بهمراتب خردمندتر و نیرومندتر از تو، هرگز حتی چنین فکری را هم به ذهن خود راه ندادند.
بیت ۳: معجبی ، یا خود قضامان در پی است / ورنه این دم لایق چون تو کی است ؟
قافیه: پِی / کِی
ردیف: است
آرایه: جناس ناقص اختلافی (پی / کی)، کنایه («دَم» کنایه از ادعا، لاف و سخن بزرگ؛ «قضا در پی بودن» کنایه از فرارسیدن زمان هلاکت و بدبختی)، استفهام انکاری.
معنی: آیا خودپسند و مغرور شدهای یا تقدیر الهی برای نابودی ما در کمین است؟ وگرنه چنین ادعای سترگ و سخن بزرگی کی در اندازه و شأن موجود ناتوانی چون توست؟