باباطاهر عریان
باباطاهر
دنبال کننده 0
دوبیتی
وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن
بحر: هزج مسدس محذوف
قافیه: واژگان «سماوات»، «خرابات» و «هیهات».
ردیف: ندارد.
وزن نهایی: مفاعیلن مفاعیلن فعولن
نام بحر: هزج مسدّس محذوف
بیت ۱: تِه که ناخواندهای علمِ سماوات / تِه که نابُردهای رَه در خرابات
معنی: ای تویی که از دانشهای آسمانی و حقایق الهی بیبهرهای و آنها را فرانگرفتهای، و ای کسی که راهی به خرابات (مقام فنای فیالله و رهایی از خویشتن) نیافتهای و سلوک نکردهای.
آرایههای ادبی:
گویش محلی (فهلوی): کاربرد واژهٔ «تِه» به جای «تو» که نشانگر سبک عراقی و گویشهای مرکزی ایران است.
تضاد: میان «سماوات» (آسمانها و عوالم بالا) و «خرابات» (که به لحاظ واژگانی تداعیگر ویرانه و زمین است) تقابل وجود دارد.
استعاره/مجاز: «خرابات» در اصطلاح عرفانی استعاره از محلِ پاکبازی، رهایی از ریا و جایگاهِ محوِ انانیت است.
مراعات نظیر: تناسب میان «خواندن» و «علم».
بیت ۲: تِه که سود و زیانِ خود ندانی / به یاران کی رسی؟ هیهات! هیهات!
معنی: تویی که هنوز در بندِ سود و زیان دنیوی هستی (یا حتی مصلحت حقیقی روحِ خود را تشخیص نمیدهی)، چگونه انتظار داری که به جمعِ واصلان و دوستانِ حقیقی حق ملحق شوی؟ این وصال بسیار دور و بعید است.
آرایههای ادبی:
تضاد: میان دو واژهٔ «سود» و «زیان».
استفهام انکاری: عبارت «به یاران کی رسی؟» پرسشی است که پاسخ آن منفی است؛ یعنی هرگز نخواهی رسید.
تکرار (تکریر): تکرار واژهٔ «هیهات» برای تأکید بر دوری و ناممکن بودنِ امر.
کنایه: «به یاران رسیدن» کنایه از نیل به مقامِ قرب الهی و همنشینی با اولیاءالله است.
شرطِ سلوک: لزوم آگاهی از حقایق ملکوتی (علم سماوات) و تجربهٔ عملیِ فنا (خرابات).
نفیِ نادانی: نکوهشِ جهل نسبت به خویشتن و حقیقتِ وجود.
صعوبتِ راه: تأکید بر دشواری و ناممکن بودنِ وصال برای ناآگاهان.
خودشناسی: پیوندِ میانِ شناختِ سود و زیانِ واقعی با رسیدن به کمال.