مهران کیاسا

مهران کیاسا

کیاسا

دنبال کننده 3

دنبال شده 1

صفحه شخصی

خروج از خویشتن

1
شب است و در جمارِ جان، شرارِ تازه می‌خواهمز چشمِ پرعتابت، استخارِ تازه می‌خواهم
2
لب از گفتن بستم و خون در میانِ سینه می‌جوشدزبانِ چشمِ خود را، ترجمارِ تازه می‌خواهم
3
جهان کهنه است و نقشِ او بر آبِ بی‌وفایی‌هادر این ویرانه، بومِ نو، نگارِ تازه می‌خواهم
4
به صحرایِ جنون، مجنونِ بی‌لیلا نمی‌مانمبه پایِ محملِ حسنت، غبارِ تازه می‌خواهم
5
طنینِ تیشه‌ی فرهاد اگر خاموش شد در کوهمن از لعلِ لبت، شُورِ هزارِ تازه می‌خواهم
6
شرابِ عقل، ما را کشت در منشورِ مصلحتزِ جامِ عشق، مستیِ عیارِ تازه می‌خواهم
7
چو آتش در دلِ سنگم، نهان تا کی بمانم من؟خروج از خویشتن، رسمِ تبارِ تازه می‌خواهم
8
مگو از زهدِ خشک و قصهٔ سود و زیان با منکه بر بالایِ دارِ عشق، بارِ تازه می‌خواهم
مفاعیلُن مفاعیلُن مفاعیلُن مفاعیلُن
+
+
+

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید