جلال‌الدین محمد بلخی

جلال‌الدین محمد...

جلال‌الدین محمد بلخی

مولانا

دنبال کننده 14

صفحه شخصی
بیان طعنه زاغ ، بر دعوی هد هد

بیان طعنه زاغ ، بر دعوی هد هد

بیان طعنه زاغ ، بر دعوی هد هد
1
زاغ ، چون بشنود ، آمد از حسدبا سلیمان گفت : کو کژ گفت و بد
2
از ادب نبود به پیش شه ، مقالخاصه خود لاف دروغین و محال
3
گر مر ، او را این نظر بودی مدامچون ندیدی زیر مشتی خاک ، دام
4
چون گرفتار آمدی در دام او؟چون قفص اندر شدی ناکام او؟
5
پس سلیمان گفت : ای هدهد رواستکز تو در اول قدح ، این درد خاست؟
6
چون نمایی مستی ، ای خورده تو دوغ؟پیش من لافی زنی ، آنگه دروغ؟
بر مبنای نسخه مُصَحَّحِ نیکلسون - نام حکایت : نخچیران و شیر : در مرغزاری سرسبز و دل‌انگیز که نسیمش عطر بهشت را با خود همراه داشت و شکوه منظره‌اش چشم آسمان را خیره می‌کرد، از هر شاخسار گلی چون ستاره می‌درخشید. جانوران بسیاری به لطف چراگاه‌های خرم و آب‌های گوارا در وفور نعمت روزگار می‌گذراندند، اما همسایگی شیری درنده، گوارایی این زندگی را در کامشان تلخ و آرامش را از آنان سلب کرده بود.روزی همگی گرد هم آمدند، نزد شیر رفتند و گفتند: «تو هر روز با رنج فراوان و تلاش بسیار، تنها یکی از ما را شکار می‌کنی؛ در این میان تو مدام در سختی و شکاری و جان ما پیوسته دستخوش وحشت و اضطراب. اکنون چاره‌ای اندیشیده‌ایم تا تو از این پس در آسودگی باشی و ما نیز به آرامش دست یابیم: پیمان می‌بندیم که هر روز بدون نیاز به صید و دوندگی، جیره و طعمه‌ای مشخص را خود به پیشگاهت بفرستیم...»
+
+
+

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن

بحر: رمل مسدّس محذوف

مثنوی معنوی مولوی دفتر اول ابیات 1221 تا 1226

نام حکایت : نخچیران و شیر

بخش : 26 از 34

بیت ۱: زاغ ، چون بشنود ، آمد از حسد / با سلیمان گفت : کو کژ گفت و بد

  • قافیه: حَسَد / بَد

  • ردیف: ندارد

  • آرایه: مراعات نظیر و ترادف (کژ، بد)، اشتقاق (گفت / گفت).

  • معنی: کلاغ هنگامی که این سخنان را شنید، از سر رشک و حسادت پیش آمد و به سلیمان گفت: این هدهد سخنی نادرست، ناپسند و سراسر باطل بر زبان راند.

بیت ۲: از ادب نبود به پیش شه ، مقال / خاصه خود لاف دروغین و محال

  • قافیه: مَقال / مُحال

  • ردیف: ندارد

  • آرایه: جناس ناقص اختلافی (مقال / محال)، مراعات نظیر (شه، ادب، مقال، لاف).

  • معنی: سخن گفتنِ بی‌پروا در پیشگاه پادشاه به دور از ادب است، به ویژه اگر این گفتار، لاف گزاف، ادعای دروغین و سخنی ناشدنی و ناممکن باشد.

بیت ۳: گر مر ، او را این نظر بودی مدام / چون ندیدی زیر مشتی خاک ، دام

  • قافیه: مُدام / دام

  • ردیف: ندارد

  • آرایه: جناس ناقص (مدام / دام)، استفهام انکاری («چون ندیدی؟»)، کنایه («مشتی خاک» کنایه از مانعی بسیار اندک، نازک و ناچیز).

  • معنی: اگر این هدهد به راستی چنین دید عمیق و بینش پایداری داشت، پس چگونه تلهٔ صیاد را که تنها زیر مشتی خاکِ اندک پنهان شده بود ندید؟

بیت ۴: چون گرفتار آمدی در دام او ؟ / چون قفص اندر شدی ناکام او ؟

  • قافیه: دام / ناکام

  • ردیف: او

  • آرایه: تکرار (چون)، مراعات نظیر (گرفتار، دام، قفس، ناکام)، استفهام انکاری و توبیخی.

  • معنی: پس چگونه شد که در دام صیاد به بند کشیده شد و با ناکامی و خواری به اسارتِ قفس او درآمد؟

بیت ۵: پس سلیمان گفت : ای هدهد رواست / کز تو در اول قدح ، این درد خاست ؟

  • قافیه: رواست / خاست

  • ردیف: ندارد

  • آرایه: استعاره و تمثیل («در اول قدح دُرد خاستن» کنایه از اینکه در همان آغاز کار کار خراب شود، ناپاکی و رسوایی نمایان گردد و ادعا باطل شود).

  • معنی: سلیمان رو به هدهد کرد و فرمود: ای هدهد، آیا سزاوار است که در نخستین گام و همان آغاز ادعا (اولین پیاله)، چنین تیرگی و رسوایی‌ای پدید آید و سخنت مایهٔ شرمساری شود؟

بیت ۶: چون نمایی مستی ، ای خورده تو دوغ ؟ / پیش من لافی زنی ، آنگه دروغ ؟

  • قافیه: دوغ / دروغ

  • ردیف: ندارد

  • آرایه: تمثیل و کنایه («دوغ خوردن و ادعای مستی کردن» کنایه از تظاهر به سرمستی معنوی و وجد با باطنی تهی)، تقابل مفهومی (مستی شراب در برابر رخوت دوغ)، جناس ناقص اختلافی (دوغ / دروغ)، استفهام توبیخی.

  • معنی: ای کسی که به جای بادهٔ ناب، دوغِ خواب‌آور نوشیده‌ای، چرا تظاهر به مستی و شهود می‌کنی؟ چگونه به خود جرئت می‌دهی در برابر من لاف گزاف بزنی و سپس دروغت آشکار گردد؟

قسمت نظرات برای این شعر غیر فعال است.
خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید