معنی یگان
294 بازدید
[ یَ / یِ ] (ص نسبی، ق مرکب) یکان. یک یک : پس یوسف ایشان را می خرید یگان و دوگان. (ترجمهٔ تفسیر طبری ج ۳ ص ۷۸۸). || تنها. فرد. منفرد. بی همتا. بی نظیر: هرکه در این دیرخانه مرد یگان است تا به دم صور مست درد مغان است ور به دم صور با هش آید از آن درد نیست مبارز که محبب تن و جان است ذره اگر بی عدد به راه برآید ذره که باشد چو آفتاب یگان است. عطار.
کلمات همقافیه با «یگان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر