معنی یکی با دو
6 بازدید
[ یَ / یِ دُ ] (اِ مرکب) (اصطلاح عامیانه) یکی به دو. - یکی با دو کردن؛ یک و دو کردن. مجادله کردن. جدل کردن. ستهیدن به سخن. با کسی به سخن ستهیدن. محاجه کردن. (یادداشت مؤلف): بجز خموشی روی دگر نمی بینم که نیست با تو یکی با دو کردنم یارا. کمال الدین اسماعیل.
کلمات همقافیه با «یکی با دو»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دو» برای سرودن شعر