معنی یکگز
5 بازدید
[ یَ / یِ گَ ] (ص مرکب) خوش ظاهر و بدون ته. مأخذ آن قماشی است که یک گز از روی کارش خوب باشد. (آنندراج).
کلمات همقافیه با «یکگز»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «گز» برای سرودن شعر