معنی یکچشمه
5 بازدید
[ یَ / یِ چَ / چِ مَ / مِ ] (ص نسبی) (از: یک +چشم +ه) یک چشم. واحدالعین : سحرگه که یک چشم یابد کلید به آیین یک چشمه آید پدید.نظامی. مَسْحاء؛ زن یک چشمه. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «یکچشمه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مه» برای سرودن شعر