معنی یکمی
5 بازدید
[ یَ / یِ کُ ] (ص نسبی، اِ) یکم. یکمین. اولی. اولین. نخستین. (یادداشت مؤلف). و رجوع به یکم شود.
کلمات همقافیه با «یکمی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «می» برای سرودن شعر