معنی یکطرفی
6 بازدید
[ یَ / یِ طَ رَ ] (ص نسبی) یک جهتی. یک سمتی. یک سویی. از یک جانب. || فیصله. حل و فصل. - یک طرفی شدن کار؛ به نحوی پایان یافتن و یک رویه شدن. - یک طرفی کردن کار؛ به نحوی پایان دادن به کاری. یک رویه کردن. (یادداشت مؤلف).
کلمات همقافیه با «یکطرفی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «فی» برای سرودن شعر